تاق بستان
|
الفباي پهلوي |
||
زبان پهلوي از زبان آرامي تشكيل شده است و زبان درباري سلسله ساسانيان به شمار ميرود .اين زبان در قرن پنج تغييراتي كرد و به زبان اوستايي شهرت يافت. زبان پهلوي از راست به چپ نوشته ميشود |
||
![]() | ||
در ابتداي دوره ساساني سه خط پهلوي اشكاني-پهلوي ساساني و يوناني در سنگ نگاره ها استفاده ميشد ولي به ترتيب خط يوناني و پهلوي اشكاني حذف شدند و خط پهلوي ساساني مهمترين خط اين دوره تاريخي شد .اين خط تا قرن پنجم قمري نيز استفاده ميشد. مثلا بر روي برجهاي رستك-لاجيم و رادكان در شمال غرب ايران كتيبه هايي به خط پهلوي ديده ميشوند. متون پهلوي به دو نوع خط هستندو پهلوي آم دبيره براي نوشته هاي همگاني و كتابت استفاده ميشد و خط پهلوي گشته دبيره براي قباله و بنچاقها سكه ها سنگ نگاره ها و مهرهافونتهاي پهلوي را ميتوانيد از آدرس زير دريافت نماييد |
| |
|
| ||
به سبب ارجمندي آب در ايران باستان چند ايزد براي پاسداري از آب وجود داشت كه آناهيتا محبوبترين آنها است.او سرچشمه همه آبهاي روي زمين است و فره زرتشت براي نگه داري به او سپرده شده است.-بندهش 143- اشياء مفرغي لرستان گوياي آن است كه مادها اولين ايرانياني بودند كه آناهيتا را گرامي ميداشتند.سنگ نبشته اردشير دوم هخامنشي در همدان به آناهيتا اشاره دارد كه شايد اولين سند مكتوب در اين زمينه باشد. او ميگويد مجسمه هاي آناهيتا را در شوش بابل و همدان نصب كرده است.در زمان اشكانيان آناهيتا با ميترا و اهورامزدا يك مثلث مقدس را تشكيل ميدهند. سكه هاي مكشوفه اشكاني در همدان و تخت سليمان كه به آناهيتا تعلق داشتند و اينكه تيرداد دوم اشكاني در معبد آناهيتاي شهر ارشك تاج گذاري كرد نشان دهنده اهميت آناهيتا در اين دوره است.سنگ نبشته هاي مهم زيادي از دوره ساساني مانند سنگ نبشته شاپور اول نرسي اول،طاق بستان خسرو پرويز و انوشيروان و معبد آناهيتاي كنگاور و بيشاپور به آناهيتا تعلق دارند.ساسانيان در معبد آناهيتاي استخر كه اداره آنرا بر عهده داشتند شروع به كار كردند و هيربدان در معبد آناهيتاي استخر براي نجات ايران يزدگرد سوم را به شاهي برگزيدند.به اين ترتيب آغاز و پايان سلسله ساساني با معبد آناهيتا آميخته بود |
آناهيتا ايزد بانوي آب
| |
در زمان هخامنشيان به غير از معابد آناهيتاي همدان و استخر بقيه پرستشگاهها در فضاي باز بودند.معبد آناهيتاي كنگاور در زمان اشكانيان رونق بسيار داشت.حيات فرهنگي اين معبد از سده پنجم ميلادي تا يازده ميلادي حكايت ميكند.پرستشگاه آناهيتاي بيشاپور نيز از مراكز مهم عبادي دوران ساسانيان بود |
معابد اناهيتا
| |
آناهيتا در يوناني آنائيتيس ،ارمني آناهيت و فارسي ناهيد خوانده ميشود.نام كامل اين فرشته اردوي سوره اناهيتا است كه اردي به معني فزودن و بالاندن است و نام يكي از رودهاي اساطيري است و معمولا با سوره به معني زور با هم مي آيند و اناهيتا از تركيب حرف نفي ا وآهيته به معني چرك و ناپليد است.آناهيتا يعني نيالوده و پاك وبي آلايش. هيچ ايزدي در آيين زرتشتي به اندازه آناهيتا با گرمي و دلبستگي ياد نمي شود.در حالي كه همزاد آناهيتا اپم نپات در مقام نوه آبها در درياها زندگي مي كند ، آناهيتا دوشيزه رودها،تجسم رودي توانگر و افسانه اي ،بيرون از اندازه طبيعي وتبلور آب مقدس و همه رودها است.او سرچشمه همه آبهاي روي زمين است.اندامي بلند بالا و بي نظير دارد.فره زرتشت براي نگه داري تا روز رستاخيز به آناهيتا سپرده شده تا در درياي فراخكرت در نيمروز و كنار البرز نگه داري شود
|
ايزد بانو آناهيتا
| |
![]() |
|
منبع: هزاره هاي گمشده اثر دكتر پرويز رجبي |
|
|
معماري ساساني |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
ساسانيان بهترين تكنيك تاق زدن بر بناهاي مربع شكل را دارا بودند.اساس معماري ساساني گنبد،ايوان، تاق نما ،اتاق و تاقهاي گهواره اي است كه مابين چند بنا احداث ميكردند.هنرهاي گچبري،موزاييك كاري و نقاشي ديواري داخل بناها را تزيين ميكرده . ساسانيان بر همسايگان خود تاثير فرهنگي بسياري داشتند و همينطور از آنها نيز بسياري خصوصيات را وام گرفته اند مانند موزاييك كاريهاي بيشاپور. تزيينات سنگي نيز نقش بسزايي در هنر ساساني دارد. |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
تپه علي كش هزاره نهم تا ششم پ م |
شهر دقيانوس هزاره پنجم پ م تا هخامنشي |
آق تپه هزاره اول پ م تا هخامنشي |
|
|
اطلس تاريخ ايران | ||||||||||||||||||||||||||||||
-2.500.000پيش از ميلاد |
-40.000پيش از ميلاد |
-8.000پيش از ميلاد |
-5.000پيش از ميلاد |
-3.000پيش از ميلاد |
-2.000پيش از ميلاد |
-1.750پيش از ميلاد |
-1.500پيش از ميلاد |
-1.250پيش از ميلاد |
-1.000پيش از ميلاد |
-900پيش از ميلاد |
-800پيش از ميلاد |
-700پيش از ميلاد |
-600پيش از ميلاد |
-500پيش از ميلاد |
-400پيش از ميلاد |
-300پيش از ميلاد |
-200پيش از ميلاد |
-100پيش از ميلاد |
ميلاد مسيح |
100 |
200 |
300 |
400 |
500 |
600 |
700 |
800 |
900 |
||
انسان با هوش 2.5 تا 5 ميليون سال پيش در آسيا و آفريقا ميزيسته است |
||||||||||||||||||||||||||||||
در خاورميانه حدود 8500 پ م حيوانات براي اولين بار اهلي شدند خوك ، گربه، سگ، شتر، بز، گوسفند، گاو و گوزن شمالي حيواناتي هستند كه اهلي شدند
|
تاق ضربي در خاور ميانه اختراع ميشود |
|
|
|
به قدرت رسيدن اورارتوييان |
حكومتهاي مستقل ايالتي يونان |
كورش كبير559-530پ م انقراض ماد -تسخير سارد و آسياي كوچك و بابل آزادسازي يهوديان |
داريوش سوم آخرين شاه هخامنشي و شكست از شاه مقدوني و انقراض هخامنشيان توسط حمله اسكندر از سالهاي 334 تا 323 پ م به ايران |
ارشك - اشك اول250-248 پ م |
|
ساخت شهر سنگي پترا |
تولد مسيح |
|
|
شاهنشاهي ساساني 226-652 م |
|
|
|
|
|
|
|||||||||
انسان متفكر در حدود 100 تا 400 هزار سال پيش در آسيا ، آفريقا و اروپا ميزيسته است |
انسان نوين يا اجداد نژادهاي امروزي از 40000 سال پيش در آسيا ، آفريقا و اروپا ميزيسته اند |
اولين تجمعهاي ايلامي درشمال خوزستان 4000پ م |
لوله كشي توسط تنبوشه هاي سفالي براي انتقال آب در خاور ميانه در حدود 1750 پ م |
حضرت سليمان 900 پ م |
دياكو نخستين شاه اتحاد ماد708 تا 655 پ م |
آنتيوخوس سوم223-183 پ م |
ارد اول -جنگ با روميها و كشته شدن كراسوس سردار معروف رومي55-37 پ م |
در زمان فرهاد چهارم اشكاني حضرت مسيح متولد ميشود- براي شناسايي او چند مغ از ايران به روم رفتند |
در اين سالها سه نفر ادعاي شاهي كردند - پاكور دوم ،اردوان چهارم و خسرو هر سه با هم و هر كدام قسمتي از قلمرو اشكاني را زير فرمان خود داشتند -اين نشاني از ضعف اشكانيان است |
بناي كوه خواجه در سيستان |
اردشير اول موسس سلسله ساساني م226-241 |
شاپور ذوالاكتاف310-379 م |
پيدايش دين مزدك و گرويدن قباد به او و خلع او از سلطنت و حبس شاه سابق به دليل مزدكي بودن |
تولد حضرت محمد 570مهجرت حضرتمحمد622م |
| |||||||||||||||
برتري زن به مرد |
| |||||||||||||||||||||||||||||
دفن مرده درون خانه ها به همراه لوازم مورد نياز -از 6000 پ م |
استفاده از مهربر روي خاك رس براي مقاصد تجاري |
| ||||||||||||||||||||||||||||
انسان از صدها هزار سال پيش صحبت مي كرده و آتش را ميشناخته است |
اولين صيد صدف براي تغذيه در جنوب آفريقا 125000 پ م |
اكثر خانه هادر فلات ايران از شاخ و برگ درختان است |
اختراع چرخ سفالگري و كوره و ايجاد نقوش مار پلنگ قوچ مارال لكلك و شتر مرغ |
ساخت خانه هاي با پلان مدور در دوره مفرغ ابتدايي كه در دوره بعد به پلان راست گوشه تبديل شد |
|
تمدن درياچه نشينان اروپا 2000تا1000پ م |
شروع ضعف و پاشيدن امپراتوري هيتي 1200 پ م |
حضرت داود 1000 پ م |
تاسيس شهر هگمتانه |
ساخت ديوار چين 215 پ م |
فتح كامل ايران در زمان مهرداد اول در سال 141 پ م |
در زمان بلاش سوم در جواب حمله او به ارمنستان ، روميان به ايران حمله كردند و تيسفون را فتح كردند و كاخ اشكانيان را به آتش كشيدند .به اين ترتيب در سال 164 ميلادي مرز ايران و روم به دجله منتهي شد |
بي طرفي ايران و روم در ارمنستان 379 م |
| ||||||||||||||||
|
|
شهر شوش 4000 پ م |
سفال قرمز با طرح سياه |
اوج تمدن مينويي ها در جزاير كرت در 1750 پمساكنان كرت 3400تا1100 پ م |
مانايي ها در حدود900پ م در سواحل جنوبي درياچه اروميه و دره سولدوز زندگي ميكردند |
فرورتيش |
خشيارشا486-465پ م تسخير مجدد مصر و ناكامي در جنگهاي دريايي با جزاير يوناني نشين |
|
رسمي شدن دين زرتشتي در ايران و قدرت گرفتن موبدان درون دربار ساساني از ابتداي كار آنها |
جنگ بر سر ارمنستان و سرانجام تقسيم ارمنستان بين ايران و روم در سل 384-390 م |
بهرام گور 420-438 م |
در مدت 24 سال 12 شاه بي ثبات بر تخت مينشينند و آخرين آنها يزدگرد سوم بود |
| ||||||||||||||||||
كهن ترين مكان مسكوني در ساحل درياچه رودلف در كنيا شناخته شده است - در حدود 2.6 ميليون سال پيش |
اولين استفاده از سنگ چاقوتيز كن براي بريدن چوب درختان در مصر شمالي 12000 پ م |
در دوران نوسنگي كاشتن، شخم زدن و آبياري پديد آمد |
منس اولين فرعون مصر 3200پ م |
صدور گندم و جو از ايران به اروپا -ارزن از هند به ايتاليا -جو دوسر و خشخاش از اروپا به آسيا 4000 پ م |
كمبوجيه پسر كورش 530تا522پ م |
امپراتوري روم در اروپا395-27 پ م |
شاهنشاهي اشكاني250پ م تا 226 م |
تاخت و تازهاي بي نتيجه تراژن به ايران |
در زمان بلاش اول در سال 63 ميلادي پيمان صلحي بين ايران و روم بسته شد |
سفر 9 ماهه تيرداد برادر بلاش اول به روم از طريق خشكي و تاج گذاري او به عنوان شاه ارمنسنن به دست امپراتور روم |
تيسفون پايتخت ساسانيان |
| ||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||
ساخت اولين قايقها در خاور ميانه 9000 پ م |
در ايران و آناتولي اولين بار از مس استفاده ميشود .در ايران حدود6300 پ م اولين آثار مسي به دست آمده است و مسي كه در مقبره اي در شوش كشف شده 92/16 درصد خالص بوده |
فنيقي ها سرزمينهاي ساحلي مديترانه را براي سكونت اشغال ميكنند3000پ م |
گوتيان در زمان نرمسين به بابل حمله ميكنند و يك قرن بر بابل حكمراني ميكنند |
كودورنان خوندي شهر اور را تسخير كرد و مجسمه مقدس نه نه را به شوش برد |
مرگ آخرين فرعون قدرتمند مصر رامسس سوم 1166 پ م |
پادشاهي معين در يمن |
آخرين ايالت هيتي ها در 640 پ م منقرض ميشود |
داريوش اول 521-486پ م تسخير بابل،پنجاب،سند، آتن، تراكيه، قبرس، سوريه، فنيقيه،فلسطين، عربستان، حبشه،ليبي، سرزمين سكاها، ماوراالنهر- ضرب سكه د ر ايران و راه شاهي وچاپارخانه |
اشكانيان توانستند جلوي پيشروي روميان در شرق را بگيرند و طولاني ترين حكومت ايراني را تشكيل دادند .آنها در اداره حكومت خود دين واحدي نداشتند و هر قومي دين خود را داشت |
توسعه آيين بودا |
در سال 73 ميلادي آلان ها به ايران حمله كردند و شاه اشكاني هيچ عكس العملي نشان نداد آنها نيز پس از تاخت و تاز در ماد و ارمنستان به سرزمين خود بازگشتند |
در سال 197 ميلادي يك بار ديگر روميان تا تيسفون پيش آمدند و شهر را غارت كردند |
ظهور ماني 242 م |
آغاز قرون وسطي 395 م |
دانشگاه گندي شاپور 550 م |
شكست قادسيه 636 م |
| |||||||||||||
آغاز دوران چهارم زمين شناسي از يك ميليون سال پيش ميباشد |
پادشاهي قتبان در غرب عربستان |
شروع قدرت اورارتوييان 900 پ م |
ساخت باغهاي معلق بابل |
راه شاهي از سارد به شوش با پستهاي نگهباني 500 پ م |
|
اسارت والرين و ساخت سد شادروان در شوشتر به دستور شاپور اول |
|
خسرو انو شيروان |
شكست مداين 638 |
| ||||||||||||||||||||
در اواخر نوسنگي سفال در خاور ميانه كشف شد |
ورود آريايي ها به ايران آرام آرام از هزاره چهارم پ م شروع ميشود |
سفال سياه دست ساز بي دوام با نقوش افقي يا عمودي در ادامه سفال قرمز كوره رفته پيش از 4000 پ م |
اهرام سه گانه مصر 2600پ م |
پادشاهي نخستين هيتي ها 1750پ م |
تولد حضرت موسي در مصر 1250 پ م |
پادشاهي افسانه اي ملكه سبا بر يمن -1000 پ م |
ظهور زرتشت به گزارش برخي منابع غربي 650 پ م |
تولد بودا 564 -483 پ م |
در زمان فرهاد سوم |
|
شكست نهاوند 643م و انقراض سلسله ساساني به دست سپاه اسلام |
| ||||||||||||||||||
اولين گاو آهن شناخته شده در خاور ميانه 4500 پ م | ||||||||||||||||||||||||||||||
رام كردن اسب جهت استفاده از گوشت آن و سواركاري در استپهاي يوورو آسيايي 4400 پ م |
اولين استفاده از بادبان در بين النهرين 4500 پ م |
اولين ارابه حمل جنازه در جنوب روسيه 3500پ م |
تحول در ساخت سلاح 1800 پ م |
اولين سكه ها در ليدي 650 پ م | ||||||||||||||||||||||||||
استفاده از مس چكشكاري شده در ايران هزاره پنجم پ م |
شيشه و جواهرات زينتي در بين النهرين رايج ميشود |
سلوكوس دوم در سال 246 پ م به قدرت رسيد . اين زمان مصادف با آغاز قدرتنمايي اشكانيان بود |
فرهاد چهارم كه با قتل پدر به شاهي رسيده بود 29 تن از برادران و خواهران خودرا ميكشد تا بي رقيب بر تخت شاهي نشيند- خود او نيز به دست همسر و پسرش كشته ميشود- سنت وليعهد كشي در ميان اشكانيان به اوج ميرسد |
|
| |||||||||||||||||||||||||
شهر ري يا رگا 3620 پ م |
پيدايش شهر هاي سومري 3500 پ م |
خط ميخي در خاور ميانه در دوره اوروك چهارم اختراع شد |
ساخت اسلحه آهني 1900تا1400پ م |
كاسي ها وارد ايران ميشوند 1750 پ م |
سقوط بابل در سال 689 پ م |
برخي آثار مكتوب و هنري ايران به يونان رفت وبقيه به دستور اسكندر منهدم شد |
فرهاد دوم سلوكيان را به غرب راند 137-128 پ م |
| ||||||||||||||||||||||
استفاده از انرژي آب ،باد و حيوان در خاور ميانه در 4500 پ م | ||||||||||||||||||||||||||||||
غارها وپناهگاههاي جمع آوري غذادر ايران
|
اولين دهكده هاي پيش از تاريخ در ايران |
پادشاهي ايلاميان در 2500 پ م شروع شد |
لولوبي ها در حدود2300 پ م |
تاخت و تاز هند و اروپاييان در ايتاليا |
شيل خاكينشوشي ناك ادبيات و صنعت ايلام را به اوج رساند و بناهاي قديمي را تعمير كرد-1170 پ م |
شوتروك ناخون بابل را در 1195پ م تسخير كرد و اشياي نفيس بابليان را به شوش آورد |
نبرد آشوري ها با كشورهاي همسايه و جنگهاي خونين |
حكومتهاي محلي مادها |
خشتريته653تا625پ م |
اسارت يهوديان در بابل 587 پ م |
|
معبد آناهيتاي كنگاور در زمان اشكانيان رونق بسيار داشته است .دين در اين دوره تاريخي آزاد بوده و سلطنت از دين جدا بوده است |
|
|
|
تجهيز نيروي نظامي و تعمير و ساخت ديوار دغاعي گرگان |
|
| ||||||||||||
ايلاميها قدرت ميگيرند و پادشاه ايلام در2115 سلسله ايسين سومري را منقرض كردند و به اوروك و بابل حمله كردند - از حمورابي شكست خوردند و يك قرن بابل قدرت خود را از دست داد |
ميتاني ها در غرب فلات ايران ميزيستند و رفته رفته سرزمينهاي گوتيان را فتح ميكنند |
پادشاهي نيمه قدرتمند ال پي در لرستان ايران |
پايتخت آشوري ها در880 پ م نمرود در 710 خرس آباد و در 705 نينوا ميباشد |
|
هوخشتر پادشاه قدرتمند ماد -حمله به نينوا و انقراض آشور625تا585پ م |
|
سلوكوس اول 312-281 پ م |
مهرداد دوم بر سكاها پيروز شد و آنها را از تهاجم باز داشت و با سولا نماينده روم در سال 92 پ م پيمان صلح بست |
آتشكده هاي بسياري در ايران ساخته شد |
خسرو پرويز590-628 م
|
|
| ||||||||||||||||||
در ايران و خاور ميانه مقدمات اولين كشاورزي فراهم ميشود-در حدود 1000پ م |
زرتشت به گفته برخي نويسندگان يوناني مانند ارسطو در 6000پ م ميزيسته است |
در شوش براي ساخت سالنها از آجر استفاده شده است |
ساخت كاغذ پاپيروس در مصر و سومر 3000پ م |
تاخت و تاز آريايي ها به اقوام بومي ايران از اواسط هزاره دوم پ م |
اختراع و بسط آهنگري توسط هيتي ها |
تپوري ها قومي كهن در فلات ايران بودند كه با ورود آرياييها به مازندران كوچ كردند و رفته رفته با فرهنگ آريايي آميخته شدند |
ايختويگو آخرين شاه ماد585 تا550 پ م |
استفاده از فيل در جنگها در هند 600 پ م |
|
|
|
| ||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
||
|
-2.500.000پيش از ميلاد |
-40.000پيش از ميلاد |
-8.000پيش از ميلاد |
-5.000پيش از ميلاد |
-3.000پيش از ميلاد |
-2.000پيش از ميلاد |
-1.750پيش از ميلاد |
-1.500پيش از ميلاد |
-1.250پيش از ميلاد |
-1.000پيش از ميلاد |
-900پيش از ميلاد |
-800پيش از ميلاد |
-700پيش از ميلاد |
-600پيش از ميلاد |
-500پيش از ميلاد |
-400پيش از ميلاد |
-300پيش از ميلاد |
-200پيش از ميلاد |
-100پيش از ميلاد |
ميلاد مسيح |
100 |
200 |
300 |
400 |
500 |
600 |
700 |
800 |
900 |
||
|
عصر حجر |
||||||||||||||||||||||||||||||
|
عصريخبندان |
عصرمس |
عصرمفرغ |
عصرخط |
عصر آهن |
امپراتوري آشور |
امپراتوري هخامنشي |
عصر دو ابر قدرت ايران و روم |
عصر دو ابر قدرت ايران و روم شرقي |
||||||||||||||||||||||
ايران در دوران پارينه سنگي -جمع آوري غذا | ||||||
|
|
شروع اين دوره در ايران به طور دقيق مشخص نيست ولي پايان آن دوازده هزار سال پيش تخمين زده شده است انسان شناسان اين دوره كه در آن انسانها به جمع آوري غذا مشغول بوده اند را به سه دوره قديم،ميانه و جديد تقسيم كرده اند.در اين دوره آدمي پس از سنگ از چوب و استخوان براي ساختن ابزار مورد نياز استفاده ميكرد.قديمي ترين اثري كه از انسان باقي مانده است در كشور اتيوپي كشف شده است كه متعلق به چهار ميليون و دويست هزار سال پيش است.از اين انسان نما فسيلي از آرواره هايش به دست آمده است | |||||
اين كشفيات در ايران متعلق به دوره پارينه سنگي جديد،زيرين ميباشند. پس از اين دوره پارينه سنگي جديد،مياني شروع ميشود. در اين دوره از طريق شكار حيوانات سم دار ، نظير آهو غزال، گورخر و احتمالا بز گوسفند و گاو اهلي نشده غذاي آدمي تهيه ميشده است.نمونه هايي از اين مناطق در ايران عبارتند از | ||||||
|
غار ملاورد |
هوليلان |
غار يافته |
هرسين | |||
دوره هاي پارينه سنگي جديد زبرين را نميتوان به طور دقيق از دوره مياني جدا نمود زيرا مكانهايي كه آثار آنها كشف شده است نزديك هم هستند و همچنين سير تكاملي ابزار بسيار كند بوده است.يكي از مهمترين مناطق كوههاي زاگرس بوده است. البته مناطق شرقي ايران نيز از اين لحاظ كمتر از زاگرس نيست ولي تاكنون بيشتر حفاريهاي علمي در زاگرس انجام گرفته است.
| ||||||
پس از دوران پارينه سنگي انسان ازجمع آوري غذا دست كشيد وبه توليد غذا پرداخت.به اين ترتيب دوران فرهنگي نويني براي بشر شروع شد كه هم اكنون ما آنرا ادامه ميدهيم.اين دوره در ايران و خاور ميانه حدود 9000 سال پ م شروع شد و در بيشتر نقاط جهان تا هزار سال ديرتر آغاز شد.در اين دوره انسان كوچ را كنار گذاشت تا در يك مكان سكني گزيند.در اين دوره سه انقلاب بزرگ در زمينه توليد غذاساخت سفال و ايجاد نظم در معماري به وقوع پيوست. ابزارهاي سنگي به سرعت پيشرفته شدند.در اين دوره هاونهاي سنگي ، دسته هاون ، ساينده و ساطور درست شد.اين دوره به دو قسمت بدون سفال و با سفال تقسيم ميشود. آثار كشف شده از غارهاي هوتو و كمربند و همچنين تپه سراب و گوران نيز به دوره بدون سفال تعلق دارند. در تپه گوران اولين نشانه هاي معماري و اسكان ثابت ديده ميشود.ديگر مناطق عبارتند از تپه موسيان ، علي كش ، تپه آسياب، تپه سيابيد، گنج دره ، علي كش، زيويه، سيوان ، دالما، پيزدلي، حاجي فيروز، سيلك، چشمه علي، زاغه | ||||||
|
منبع : ايران در پيش از تاريخ اثر دكتر ص م شهميرزادي | ||||||
: پایگاه انسان شناسی و فرهنگ
یکی از نقاشی های بسیار زیبا و با شکوه غار آلتامیرای اسپانیا . روی آن کلیک کنید تا بزرگتر دیده شود
تاکنون دربارهء نقاشی هایی که انسانهای پیش از تاریخ روی دیواره های غارها کشیده اند مطالبی را بطور پراکنده شنیده ایم . اما در اینجا حقایقی را پیرامون این نقاشی ها بطور مفید و مختصر می نویسم و ضمنا” تصور می کنم که دست کم برخی از این نکات برای نخستین بار به زبان فارسی در عالم اینترنت منتشر میشوند
غارهایی که انسانهای ماقبل تاریخ در آنها نقاشی کشیده اند محل زندگی هیچ انسانی و حتی خود نقاشان آن نقاشی ها نبوده اند . آن انسانها صرفا” برای نقاشی کشیدن به غارهای مذکور می رفته اند . ضمنا” بسیاری از این نقاشی ها در واقع صرفا” رنگ آمیزی هستند . یعنی اینکه همهء آنچه که گفته میشود نقاشی های انسانهای نخستین در در غارها هستند در واقع نقاشی نیستند و به نوعی رنگ پاشی و رنگی کردن دیوار توسط کودکان امروزی شبیه هستند تا نقاشی
معروفترین نقاشی های انسانهای نخستین در غارها – یا غارنگاره های پیش از تاریخ – در غار لاسکائوکس ( لاسکوئه) فرانسه و آلتامیرا در اسپانیا قرار دارند . جالب اینجاست که هر دو غار و نقاشی هایشان بطور اتفاقی و توسط کودکان کشف شدند . استفاده از کربن چهارده ( که برای تشخیص قدمت اشایاء بکار می رود) در تعیین قدمت نقاشی های این دو غار نشان می دهد که نگاره های دیوارهء غار لاسکائوکس هفده تا بیست هزار سال و نقاشی های غار آلتامیرا دو برابر آن قدمت دارند . نقاشی دیگری که در غار گوگنای فرانسه یافت شده نیز بیش از ده هزار سال عمر دارد
بیشتر نقاشی هایی که انسانهای نخستین روی دیواره های غارها کشیده اند صحنه های شکار و حیوانات مورد علاقهء آنها را برای نشان میدهند . این حیوانات جملگی بزرگ هستند ، از جمله : گاو ، گوزن ، اسب و ماموت . در نقاشی های انسانهای نخستین که درون غارها کشیده اند هیچ اثری از آسمان ، خورشید و ستارگان وجود ندارد . این نشان می دهد که انسانهای نخستین بجز شکار و حیواناتی که برای خوردن لازم داشتند ، به موضوع دیگری توجه نمی کردند و به کشف علت پدیده هایی مانند شب و روز علاقه ای نداشتند . علیرغم اینکه تصور میشود مهمترین غذای آن انسانها میوه جات درختی بوده ، در غارنگاره ها هیچ اثری از درخت ها و میوه ها نیز دیده نمیشود
انسان شناسان و کارشناسان علوم مربوط به زندگی انسانهای ماقبل تاریخ تصور می کنند که نقاشی های یافت شده در غارهای مذکور به نوعی علت مذهبی داشته اند و ممکن است انسانهای نخستین به شکلی معتقد به ادیانی ابتدایی بوده اند و این نقاشی ها با باورهای آنها در ارتباط بوده است . به این ترتیب غارهایی که روی دیواره هایشان نقاشی یاقت شده است را به نوعی پرستشگاه می دانند . اما در مقابل ، برخی دیگر از دانشمندان این نظریه را رد می کنند و معتقدند که دین و اتقاد به قدرت های موهوم یا ماوراء الطبیعه هزاران سال بعد در میان انسانها پدیدار شد
در غار پرگوست – واقع در فرانسه – برای رسیدن به دیوارهایی که انسانهای نخستین روی آن نقاشی کرده اند ، باید بطور خمیده و بروی چهار دست و پا و حتی سینه خیز ، از یکصد و پنجاه سوراخ و معبر مختلف در دالانهای تو در توی یک غار عجیب و تاریک گذر کرد تا به نقطه ای که انسانهای ماقبل تاریخی در آن نقاشی می کرده اند رسید . نقاشی های غار پرگوست چهارده هزار سال قدمت دارند و معلوم نیست که انسانهای نخستین در آن دوران چگونه و با چه نیتی خودشان را به چنان نقطه ای می رسانده اند؟
در غار نرجا واقع در اسپانیا که نقاشی های انسانهای نخستین بروی دیواره هایش کشف شده اند ، دانشمندان متوجه شدند که در گوشه ای از آن غار و روی بخشی از دیوارها و سنگچین ها جای صربات سنگ باقی مانده است اما کسی نمی دانست که چرا انسانهای اولیه به آن قسمتهای خاص از دیوار سنگ می کوبیده اند . وقتی دانشمندان سنگی را برداشتند و جای همان کوبش ها زدند ، صدایی که برخاست شبیه به صدای ساز زیلوفون بود . زیلوفون همان سازی است که به سنتور شباهت دارد و کودکان با وسیله ای روی ردیفی از چوبها یا نوارهای باریک فلزی آن می زنند . خلاصه اینکه مشخص شد انسانهای ماقبل تاریخ اروپا که در غارها نقاشی می کشیده اند ، اهل موسیقی هم بوده اند و از شنیدن صدای خوش لذت می برده اند
جدای از غار نگاره های اروپا ، در یکی از غارهای منطقهء آرندلمند استرالیا نیز نقاشی و در واقع نوعی رنگ پاشی روی دیوارهء غاری پیدا شده است که بیش از پنجاه هزار سال قدمت دارد . جالب اینجاست که بومیان استرالیا – معروف به آبورجین ها – هنوز هم عاشق رنگ پاشیدن بروی صخره ها و نقاشی کردن بروی سنگهای کوهها هستند
غار آلتامیرای اسپانیا - پادشاه و شهبانوی آن کشور در حال بازدید از نقاشی های انسانهای نخستین هستند . برای زیباتر و بزرگتر دیدن عکس روی آن کلیک کنید
نقاشی های باشکوه انسانهای نخستین در دست کم بیست هزار سال پیش ، درون غار لاسکائوکس فرانسه . هنوز کسی نمی داند انسانهای ماقبل تاریخ چگونه و با چه ابزار و وسایلی توانسته بودند در تاریکی این غارهای تو در تو ، با این دقت و زیبایی و ظرافت یک چنین آثاری را خلق کنند؟ روی این عکس کلیک کنید تا متوجه شکوه و عظمت این نقاشی ها شوید
مردمان اولیه از آسمان به عنوان قطب نما، ساعت و تقویم استفاده می کردند. طلوع و غروب خورشید به ترتیب نمایانگر شرق و غرب بودند. صورتهای کره ماه، یک ماه را معین می نمود و ماه به همراه حرکت سالانه خورشید در آسمان تقویم را پدید آورند. با شروع تبادلات تجاری میان فرهنگها، موقعیت ستارگان برای راهنمایی دریانوردان به کار گرفته شد.
ستاره شناسی ما قبل تاریخ
آثار مشاهدات آسمان حتی از دوران ما قبل تاریخ، یعنی قبل از آغاز ثبت رخدادها، بر جای مانده است. تصور می شود که سنگهای قائم یافته شده در برخی از نقاط اروپا اولین رصدخانه ها باشند و این سنگها برای نشان دادن موقعیت خورشید و ماه در برخی از اوقات سال، نظیر اعتدالین، چیده و مرتب شده اند. احتمالا مراسم مذهبی در این روزها برگزار می شد، هر چند که کاربرد دقیق سنگها به درستی معلوم نیست.
می توان نمونه برجسته سنگهای قائم ماقبل تاریخ را در استون هنج انگلیس یافت. این سنگها حول دایره ای چیده شده اند و ظاهرا بین سالهای 2200 و 1600 قبل از میلاد برپا شده اند. خیابانی دراز به محلی منتهی می شود که خورشید به هنگام رسیدن به بالاترین نقطه آسمان (انقلاب تابستانی)، در روز به آنجا می رسد. از دیر باز استون هنج با مراسم بت پرستی آمیخته بوده است و هنوز آیینهای گرامیداشت انقلاب تابستانی در آنجا برگزار می شوند.
اغلب، اختر شناسی اولین علم محسوب می شود. تقریبا همه تمدن های پیشین حرکات اجرام سماوی را مطالعه می کردند و از اندوخته دانش شان برای تعیین زمان، تجارب و نظم دادن به زندگی روزمره بهره می گرفتند. این اولین کوشش برای درک نیروهای طبیعی و مهار آنها به سود بشر بود.
انسانهای شکارچی و گیاه چین
انسانهای نخستین باشکار و جمع آوری گیاهان امرار معاش می کردند. اگر چه بقایای اندکی از این جوامع باستانی بر جای مانده، ولی بی تردید آنها بازگشت ادواری فصول و الگوهای نامتغیر ستارگان را مشاهده کرده اند. به عنوان مثال، استخوانهایی که در آفریقا کشف شده، نقوشی را نشان می دهند که ظاهرا هلالهای ماه را در قالب تقویم جمع بندی کرده است.
انسانها تقریبا در 9 هزار سال قبل از میلاد در جوامع زراعی ساکن شدند. دو فرهنگی که در ابتدا پیدایش یافتند عبارت بودند از مصریان در آفریقا و بابلیان در در غرب آسیا، برای هر دو تعیین زمان جهت سازماندهی به زندگی مذهبی و اقتصادی ضروری بود و آنها با حرکات ماه و خورشید تقویم ابداع کردند. این تقویم ها بر پایه سال شمسی یا سال قمری استوار بودند. سال شمسی مدت زمانی است که زمین بدور خورشید می گردد یعنی 365 روز و یک چهارم روز.
اعتقادات بابلیان
بابلیان تقویم شان را از روی رصد ماه که چرخه اش 5/29 روز طول می کشد، ابداع کردند. تقویم های بابلی که احتمالا نخستین بار در سال 3 هزار قبل از میلاد پدید آمدند، بر اساس 12 ماه قمری بودند. بعد از هر دوره 29 روزه، دوره ای 30 روزه قرار داشت در نتیجه سال قمری 354 روز بود. برای مساوی نمودن سال قمری و شمسی، که تغییر فصول را کنترل می کرد هر چند سال یکبار چند ماه دیگر به تقویم اضافه می شد.
بابلیان معتقد بودند که خدایان، خورشید، ماه، سیارات و ستارگان را در آسمان قرار داده اند و به دقت بر آنها نظارت می کنند. آنها دریافتند که سیارات در پهنه معینی از آسمان حرکت می کنند که به برج فلکی معروفند و الگوهای ستارگان این پهنه را به صور فلکی تقسیم نمودند. آنها همچنین مشاهدات خود را از کسوفها، شهابها، ستارگان دنباله دار ثبت کردند.
مصریان
مصریان باستان توجه اندکی به حرکات سیارات داشتند واز ستاره شناسی تنها برای تعیین زمان استفاده می کردند. آنها اولین مردمانی بودند که تقویمی مبتنی بر سال شمسی ابداع نمودند. آن سال با طغیان رود نیل آغاز می شد که رخدادی سالیانه بود و برای جوامع زراعی مجاور کرانه اش اهمیتی حیاتی داشت. این طغیان با طلوع صبحدم ستاره شعرای یمانی، درخشانترین ستاره آسمان، مقارن بود.
چینی ها
قدمت اختر شناسی چینی به 4 هزار سال قبل از میلاد باز می گردد، و چینی ها متقاعد شدند که حرکات خورشید، ماه و سیارات راهنمای پیش گویی آینده هستند. آنها بدقت آسمان را رصد نمودند وامروزه یادداشتهای آنها درباره ستارگان دنباله دار و ابرنواخترها برای اخترشناسان کاربرد قابل ملاحظه ای دارد. آنها توجه خاصی به کسوف مبذول داشتند و می پنداشتند که بد یمن است. آنها تصور می نمودند که کسوف بر اثر خورده شدن خورشید توسط اژدها ایجاد می شود و در خلال کسوف به خیابانها می ریختند تا با کوبیدن قابلمه و ماهی تابه آن جانور را فراری بدهند.تمدن مایا
مایایی ها که در خلال سالهای 2 هزار قبل از میلاد و 900 میلادی ساکن آمریکای جنوبی بودند، معتقد بودند که سیارات و ستارگان خدایانند. آنها برای رصد حرکات متغیر اجرام سماوی اهرامی بنا نهادند و تقویم شمسی دقیقی وضع نمودند. آنها همچنین با محاسباتی وقوع خسوف و کسوف را پیش بینی می کردند.
|
توانایی هومونید ها، میمون های انسان نما، در ساختن ابزار، شکار جانوران و جمع آوری غذا این موجودات را قادر ساخت تا بر سراسر جهان مسلط شوند. |
|
انسان اموروزی تفاوت بسیار دارد . |
دکتر محمد مصدق مردی بلند آوازه برای همه استعمار ستیزان در طی 50 سال گذشته بوده است همه میهن پرستان کشورهای مورد تهاجم کشورهای شوم و پلید اروپایی و آمریکا راه مصدق را برای گرفتن و احقاق حقوق خویش دنبال کردند . او میهن پرستی پاک بود برای همین نامش جاودان مانده و بر دلهای مردم ایران فرمانروایی می کند و دیدیم که مخالفین داخلی اش چه سیه روز و گم نام شدند به قول ارد بزرگ اندیشمند میهن پرست کشورمان در کتاب سرخ : آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد . دکتر مصدق که از مردان معروف سیاسی ایران بود، در سال 1261 در شهر تهران پای به عرصه وجود نهاد. او که پدرش میرزا هدایت نام داشت، تحصیلات اولیه خود را در شهر تهران به اتمام رسانید. سپس برای ادامه و پیگیری تحصیلات عالیه در سال 1287به پاریس سفر نمود. او در این شهر توانست دوره مدرسه علوم سیاسی را به اتمام رساند. وی که برای کسب مدرک دکتری در رشته حقوق وارد دانشگاه نوشاتل سویس گردید و پس از گرفتن مدرک و اتمام تحصیلات به ایران بازگشت.

تقدیر و سرنوشت دکتر مصدق این بود که در ایران به تمام پستها و مشاغل حساسی که یک شخص سیاسی می تواند برسد، دست یابد. دکتر در ابتدای کار چون با بعضی مسائل در ایران، به ویژه قرار داد سال 1919 میلادی با انگلیس مخالف بود، تصمیم داشت دوباره به سویس بازگردد، ولی کابینه مشیرالدوله برای تصدی مقام وزارت دادگستری از وی دعوت به عمل آورد و این شروع کار بود. وی در پاییز سال 1299 به حکومت فارس منصوب گردید و سال 1300 به وزارت دارائی رسید. دکتر بعد از این سمت، در سال 1301 نیز در آذربایجان به مشاغل دولتی سطح بالا رسیده و مدتی بعد به دلیل مخالفت با حکومت مرکزی از این سمت استعفا داد. سال بعد وزیر امور خارجه ایران شد و در سال 1303 که با دوره پنجم قانون گذاری بود، به نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای ملی انتخاب شد.همین طور در دوره ششم نیز دوباره به این سمت دست یافت. بعد از اتمام دوره ششم به دلیل دخالت دولت در انتخابات مجلس، از سیاست کناره گیری نمود. دکتر مصدق بارها از سوی دولت و حکومت به زندان افتاد و یا تبعید شد. یکی از دفعاتی که ایشان را دستگیر نمودند، بعد از کناره گیری از سیاست در چهارم تیر سال 1319 بود، که به بیرجند اعزام شد و تا ماه آذر همان سال در زندان بود و دوباره به احمدآباد تبعید شد. دکتر در دوره های چهاردهم و شانزدهم همچنان از طرف مردم تهران به عنوان نماینده انتخابی و مردمی به مجلس رفت و در این زمان بود که برای احقاق حقوق مردم ایران به تشکیل جبهه ملی اقدام کرده تا بتواند در راه مبارزه برای ملی کردن صنعت نفت ایران گامهای مثمر ثمرتری را بردارد و عاقبت موفق گردید در روز 29 اسفند 1329 قانون ملی شدن صنعت نفت را از تصویب مجلس سنا گذرانده و در اردیبهشت سال 1330 برای به ثمر رساندن این قانون و نظارت هرچه بهتر بر انجام امور، مقام نخست وزیری ایران را قبول نمود.
وی بعدها با اینکه مجلس هفدهم به نخست وزیری دکتر رای داده بود، به دلیل اختلاف با محمد رضا پهلوی از تشکیل دولت جدید سر باز زد و شاه قوام السلطنه را به نخست وزیری انتخاب نمود. در این زمان قیام سی تیر اتفاق افتاد و در آن روز تمام مردم حمایت خود را از دکتر مصدق ثابت نمودند. اما این پایان کار نبود و دکتر به همکاران خود با کودتای سازمان سیا مواجه شد و در دادگاه نظامی به سه سال زندان محکوم شد. در شهریور 1335 به احمد آباد تبعید گردید. به دلیل بیماری در بیمارستان نجمیه تهران بستری گردید و عاقبت در سحرگاه 14 اسفند 1346 وفات یافت. با اینکه وصیت کرده بود تا در گورستان شهدای 30 تیر دفن شود، اما جسد او به خانه خودش در احمد آباد منتقل و در همان مکان دفن گردید.
دکتر محمد مصدق در سال 1261 هجري شمسي در تهران، در يک خانواده اشرافي بدنيا آمد. پدر او ميرزا هدايت الله معروف به " وزير دفتر " از رجال عصر ناصري و مادرش ملک تاج خانم ( نجم السلطنه ) فرزند عبدالمجيد ميرزا فرمانفرما و نوهً عباس ميرزا وليعهد و نايت السلطنه ايران بود. ميرزا هدايت الله که مدت مديدي در سمت " رئيس دفتر استيفاء " امور مربوط به وزارت ماليه را در زمان سلطنت ناصرالدين شاه به عهده داشت، لقب مستوفي الممالکي را بعد از پسر عمويش ميرزا يوسف مستوفي الممالک از آن خود مي دانست، ولي ميرزا يوسف در زمان حيات خود لقب مستوفي الممالک را براي پسر خردسالش ميرزا حسن گرفت و ميرزا هدايت الله بعنوان اعتراض از سمت خود استعفا نمود. بعد از مرگ ميرزا يوسف، ناصرالدين شاه ميرزا هدايت الله را به کفالت امور ماليه و سرپرستي ميرزا حسن منصوب کرد.
ميرزا هدايت الله سه پسر داشت که محمد کوچکترين آنها بود. هنگام مرگ ميرزا هدايت الله در سال 1271 شمسي محمد ده ساله بود، ولي ناصرالدين شاه علاوه بر اعطاي شغل و لقب ميرزا هدايت الله به پسر ارشد او ميرزا حسين خان، به دو پسر ديگر او هم القابي داد، و محمد را " مصدق السلطنه " ناميد. دکتر مصدق در خاطرات خود از دوران کودکيش مي نويسد: " چون مادرم پس از فوت پدر با برادرم ميرزا حسين وزير دفتر اختلاف پيدا کرد، با ميرزا فضل الله خان وکيل الملک منشي باشي وليعهد ( مظفرالدين شاه ) ازدواج نمود و مرا هم با خود به تبريز برد. در آن موقع من در حدود دوازده سال داشتم ... "
محمد خان مصدق السلطنه پس از اتمام تحصيلات مقدماتي در تبريز همراه پدر خوانده اش، که بعد از جلوس مظفرالدين شاه بر تخت سلطنت به سمت منشي مخصوص شاه تعيين شده بود، به تهران آمد.
مصدق السلطنه با وجود سن کم در نخستين سالهاي خدمت در مقام مستوفي گري خراسان کاملا در کار خود مسلط شد و توجه و علاقه عموم را به طرف خود جلب نمود. در باره خدمات او در خراسان افضل الملک در کتاب افضل التواريخ چنين مي نويسد: " ميرزا محمد خان مصدق السلطنه را امروز از طرف شغل مستوفي و محاسب خراسان گويند، ليکن رتبه و حسب و نسب و استعدا و هوش و فضل و حسابداني اين طفل يک شبه ره صد ساله مي رود. اين جوان بقدري آداب دان و قاعده پرداز است که هيچ مزيدي بر آن متصور نيست. گفتار و رفتار و پذيرائي و احتراماتش در حق مردم به طوري است که خود او از متانت و بزرگي خارج نمي شود، ولي بدون تزوير و ريا با کمال خفض جناح کمال ادب را درباره مردمان بجاي مي آورد و نهايت مرتبه انسانيت و خوش خلقي و تواضع را سرمشق خود قرار داده است".
مصدق السلطنه بعد از مراجعت به تهران در اولين انتخابات دوره مشروطيت نامزد وکالت شد. او به نمايندگي از طبقه اعيان و اشراف اصفهان در اولين دوره تقنينيه انتخاب گرديد؛ ولي اعتبار نامه او بدليل اين که سن او به سي سال تمام نرسيده بود رد شد.
مصدق السلطنه در سال 1287 شمسي براي ادامه تحصيلات خود به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصيل در مدرسه علوم سياسي پاريس به سويس رفت و در اين مرحله به اخذ درجه دکتراي حقوق نائل آمد. مراجعت مصدق به ايران با آغاز جنگ جهاني اول مصادف بود. بعد از مراجعت به ايران مصدق السلطنه با سوابقي که در امور ماليه و مستوفي گري خراسان داشت به خدمت در وزارت ماليه دعوت شد. دکتر مصدق قريب چهارده ماه در کابينه هاي مختلف اين سمت را حفظ مي کند تا اينکه سرانجام در حکومت صمصام السلطنه به علت اختلاف با وزير وقت ماليه ( مشار الملک ) از معاونت وزارت ماليه استعفا مي دهد و هنگام تشکيل کابينه دوم وثوق الدوله مجدداً عازم اروپا مي شود.
دکتر مصدق در خاطرات خود از دوران اقامت در سويس که آنرا " وطن ثانوي " خود مي خواند مي نويسد: " در آنجا بودم که قرارداد وثوق الدوله بين ايران و انگليس منعقد گرديد.... تصميم گرفتم در سويس اقامت کنم و به کار تجارت پردازم. مقدار قليلي هم کالا که در ايران کمياب شده بود خريده و به ايران فرستادم؛ و بعد چنين صلاح ديدم که با پسر و دختر بزرگم که ده سال بود وطن خود را نديده بودند به ايران بيايم و بعد از تصفيه کارهايم از ايران مهاجرت نمايم. اين بود که همان راهي که رفته بودم به قصد مراجعت به ايران حرکت نمودم..." دکتر مصدق سپس شرح مفصلي از جريان مسافرت خود از طريق قفقاز به ايران داده و از آن جمله مي نويسد چون کمونيستها بر اين منطقه مسلط شده بودند، به او توصيه کرده بودند که دستهايش را با دوده سياه کند تا کسي او را سرمايه دار نداند! دکتر مصدق اضافه مي کند " به دستور ژنران قنسول ايران در تفليس اتومبيلي تهيه نمودند که با پرداخت چهل هزار مناتت مرا به پتروسکي برساند و از آنجا از طريق دريا وارد مشهد سر ( بابلسر فعلي ) شويم. ولي چند ساعتي قبل از حرکت خبر رسيد که کمونيستها دربند را تصرف کرده اند که از اين طريق نيز مايوس شدم و چون ناامني در تفليس رو به شدت مي گذاشت از همان خطي که آمده بودم به سويس مراجعت کردم."
بعد از مراجعت دکتر مصدق به سويس، مشيرالدوله که به جاي وثوق الدوله به نخست وزيري انتخاب شده بود، تلگرافي بعنوان مصدق السلطنه به سويس فرستاد و او را براي تصدي وزارت عدليه به ايران دعوت کرد. دکتر مصدق تصميم گرفت از راه بنادر جنوب به ايران مراجعت کند.
در مراجعت دکتر مصدق به ايران از طريق بندر بوشهر، پس از ورود به شيراز بر حسب تقاضاي محترمين فارس و واليگري ( استانداري ) فارس منصوب شد و تا کودتاي سوم اسفند 1299 در اين مقام ماند و براي ايجاد امنيت و جلوگيري از تعدي قدمهاي موثري برداشت.
با وقوع کودتاي سيد ضيا و رضا خان، دکتر مصدق تنها شخصيت سياسي ايران بود که دولت کودتا را به رسميت نشناخت و از مقام خود مستعفي گشت. پس از استعفا از فارس عازم تهران شد. ولي بنا به دعوت سران بختياري به آن ديار رفت تا کابينه سيد ضيا پس از 100 روز ساقط گرديد.
با سقوط کابينه ضيا، وقتي قوام السلطنه به نخست وزيري رسيد، دکتر مصدق را به وزارت ماليه ( دارائي ) انتخاب نمود که با قبول شرايطي همکاري خود را با دولت جديد پذيرفت.
با سقوط دوت قوام السلطنه و روي کار آمدن مجدد مشيرالدوله وقتي از مصدق خواسته شد که با سمت والي آذربايجان با دوت همکاري کند، با اين شرط که ارتشيان تحت امر او در منطقه باشند، قبول کرد. از اواخر بهمن 1300 با اواسط سال 1301 اين ماموريت را پذيرفت، ولي در اواخر کار بخاطر سرپيچي فرمانده قشون آذربايجان از اوامرش بدستور رضا خان سردار سپه، وزير جنگ وقت، از اين سمت مستعفي گشت و به تهران مراجعت کرد.
در خرداد ماه 1302 دکتر مصدق در کابينه مشيرالدوله به سمت وزير خارجه انتخاب شد و با خواسته انگليسيها براي دو مليون ليره که مدعي بودند براي ايجاد پليس جنوب خرج کرده اند بشدت مخالفت نمود و آب پاکي را بر دست وزير مختار انگلستان ريخت.
پس از استعفاي مشيرالدوله، سردار سپه به نخست وزيري رسيد و دکتر مصدق از همکاري با اين دولت خودداري ورزيد.
دکتر مصق در دوره پنجم و ششم مجلس شواري ملي به وکالت مردم تهران انتخاب و در همين زمان که با صحنه سازي سلطنت خاندان قاجار منقرض و رضا خان سردار سپه و نخست وزير فعلي به مقام پادشاهي رسيد، او قاطعانه با اين انتخاب به مخالفت برخاست. زمانيکه عمر مجلس ششم به پايان رسيد و رضا شاه با ديکتاتوري مطلق فاتحه حکومت مشروطه و دمکراسي را خواند، دکتر مصدق طي ساليان دراز خانه نشين شد و در اواخر سلطنت پهلوي اول که همه رجال سابق يا از بين رفته بودند و يا دست بيعت به حکومت داده بودند، مصدق به زندان افتاد ولي پس از چند ماه آزاد شد و تحت نظر در ملک خود در احمد آباد مجبور به سکوت شد. رضا شاه در سال 1320 پس از اشغال ايران بوسيله قواي روس و انگليس، از سلطنت برکنار گشت و به آفريقاي جنوبي تبعيد گشت و دکتر مصدق به تهران برگشت.
دکتر مصدق در انتخابات شور انگيز دوره 12 مجلس که پس از سقوط رضا شاه انجام شد، بار ديگر در مقام وکيل اول تهران قدم به مجلس نهاد و مورد تجليل تمام ملت ايران قرار گرفت.
در انتخابات دوره 15 مجلس بخاطر مداخلات نامشروع قوام السلطنه ( نخست وزير ) و شاه مانع شدند تا دکتر مصدق قدم بمجلس بگذارد و انگليسيها بتوانند قرارداد تحميلي سال 1933 دوره رضا شاه را که بمدت 60 سال حقوق ملت ايران را از نفت جنوب ضايع مي ساخت، در دولت ساعد مراغه اي تنفيذ سازند. خوشبختانه بر اثر فشار افکار عمومي مقصود انگليسيها تامين نشد و عمر مجلس پانزدهم سر رسيد. در همين دوران بود که دکتر مصدق و همراهان وي اقدام به پايه گذاري جبههً ملي ايران را نمودند ( 1328 ).
بر خلاف انتظار انگليسي ها، در انتخابات مجلس 16 با همه تقلبات و حمايت شاه و دربار صندوقهاي ساختگي آرا تهران باطل شد و هژير وزير دربار دست نشانده والاحضرت اشرف بقتل رسيد و در نوبت دوم انتخابات، دکتر مصدق و گروهي از يارانش که هنوز دو سه نفري از آنها راه خيانت در پيش نگرفته بودند، بمجلس راه يافتند؛ که در همين مجلس پس از کشته شدن سپهبد رزم آرا، طرح ملي شدن صنايع نفت جنوب به رهبري دکتر مصدق تصويب شد و اندکي بعد در شور و اشتياق عمومي دکتر مصدق به نخست وزيري رسيد تا قانون ملي شدن صنعت نفت را به اجرا در آورد.
در ارديبهشت ماه سال 1330 دکتر مصدق با تکيه به راي اعتماد اکثر نمايندگان مجلس به نخست وزيري رسيد. نخستين اقدام دکتر مصدق پس از معرفي کابينه، اجراي طرح ملي شدن صنعت نفت بود.
بدنبال شکايت دولت انگليس از دولت ايران و طرح شکايت مزبور در شوراي امنيت سازمان ملل، دکتر مصدق عازم نيويورک شد و به دفاع از حقوق ايران پرداخت. سپس به دادگاه لاهه رفت و در احقاق حق ملت ايران به پيروزي دست يافت. در بازگشت به ايران سفري نيز به مصر کرد و در آنجا مورد استقبال پر شکوه ملت مصر قرار گرفت.
انتخابات دروه هفدهم مجلس بخاطر دخالتهاي ارتشيان و دربار به تشنج کشيد و کار بجايي رسيد که پس از انتخاب 80 نماينده، دکتر مصدق دستور توقف انتخابات حوزه هاي باقي مانده را صادر کرد.
دکتر مصدق برا ي جلوگيري از کارشکنيهاي ارتش درخواست انتقال وزارت جنگ به دولت را از شاه نمود. که اين درخواست از طرف شاه رد شد. به همين دليل دکتر مصدق در 25 تيرماه 1331 در مقام نخست وزيري استعفا ميکند.
يکروز بعد، مجلس قوام السلطنه را به نخست وزيري انتخاب کرد و قوام السلطنه با صدور بيانيه شديد الحني نخست وزيري خود را اعلام نمود.
مردم ايران که از برکناري دکتر مصدق شديدا خشمگين بودند، در پي چهار روز تظاهرات و قيامهاي پيوسته در حمايت از دکتر مصدق، موفق به ساقط کردن دولت قوام گرديدند، و در 30 تير 1331 دکتر مصدق بار ديگر به مقام نخست وزيري ايران رسيد.
در روز 9 اسفند ماه 1331 دربار با کمک عده اي از روحانيون، افسران اخراجي و اراذل و اوباش تصميم به اجراي طرح توطئه اي بر عليه مصدق کردند تا او را از بين ببرند. نقشه از اين قرار بود که شاه در آن روز به عنوان سفر به اروپا از پايتخت خارج شود و اعلام دارد که اين خواسته دکتر مصدق است ( براي اطلاعات بيشتر لطفا به کتاب " خاطرات و تالمات دکتر مصدق" بقلم خود ايشان مراجعه کنيد). ارازل و اوباش نوکر دربار هم به بهانه جلوگيري از سفر شاه در مقابل کاخ شاه تظاهرات برپا کنند و هنگام خروج دکتر مصدق از دربار وي را بقتل برسانند. ولي از آنجائيکه مصدق از نقشه اطلاع يافت توانست جان سالم بدر برد و توطئه با شکست روبرو گشت.
سرتيپ افشار طوس رئيس وفادار شهرباني دکتر مصدق، بوسيله عمال دربار و افسران اخراجي به طرز وحشيانه اي بقتل رسيد.
بعلت اختلافات شديد مجلس با دولت دکتر مصدق، و بدنبال استعفاي بسياري از نمايندگان مجلس ،دولت اقدام به برگذاري همه پرسي در سطح کشور نمود تا مردم به انحلال يا عدم انحلال مجلس راي دهند. در اين همه پرسي که البته به خاطر همزمان نبودن زمان انتخابات در تهران و شهرستانها، و همچنين جدا بودن محل صندوقهاي مخالفان و موافقان انحلال مجلس مورد انتقاد بسياري از منتقدان قرار گرفت؛ در حدود دو ميليون ايراني به انحلال مجلس راي مثبت دادند و مجلس در روز 23 مرداد 1332 راسما انحلال يافت.
در روز 25 مرداد 1332 طبق نقشه اي که سازمانهاي جاسوسي آمريکا و انگليس براي براندازي دولت مصدق کشيده بودند، شاه دستور عزل دکتر مصدق را صادر نمود و رئيس گارد سلطنتي خويش، سرهنگ نصيري را موظف نمود تا با محاصره خانه نخست وزير فرمان را به وي تحويل دهد. همچنين نيروهايي از گارد سلطنتي مامور بازداشت عده اي از وزراي دکتر مصدق گشتند. ولي نيروهاي محافظ نخست وزيري با يک حرکت غافلگير کننده رئيس گارد سلطنتي و نيروهايش را خلع سلاح و بازداشت نمودند و نقشه کودتاي 25 مرداد به شکست انجاميد.
در روز 28 مرداد ماه 1332 دولتين آمريکا و انگليس با اجراي نقشه دقيقتري دست به کودتاي ديگري عليه دولت ملي دکتر مصدق زدند که اينبار باعث سقوط دلت مصدق گشت. در اين روز سازمان سيا با خريدن فتواي برخي از روحانيون و همچنين دادن پول به ارتشيان، اراذل و اوباش تهران آنها را به خيابانها کشانيد. بدليل خيانت رئيس شهرباني و بي توجهي رئيس ستاد ارتش دولت مصدق، کودتاچيان توانستند به آساني خود را به خانه دکتر مصدق برسانند و پس از چندين ساعت نبرد خونين گارد محافظ نخست وزيري را نابود کنند و خانه وي را پس از غارت کردن به آتش بکشانند. ولي دکتر مصدق موفق شد به همراه ياران خود از نردبان استفاده کند و به خانه همسايه پناه ببرد. در اين کودتا گروهي از ياران سابق دکتر مصدق نيز به بهانه مخالفت با مصدق با اجانب همکاري نمودند! همچنين شايان ذکر است که اعضاي حزب کمونيست توده که در روزهاي 26 و 27 مرداد به بهانه هواداري از دکتر مصدق دست به اغتشاشات مي زدند، در روز 28 مرداد هيچ عملي بر ضد کودتاي آمريکائيان انجام ندادند.
در روز 29 مرداد دکتر مصدق و يارانش خود را به حکومت کودتا به رهبري ژنرال زاهدي تسليم کردند.
در دادگاهي نظامي، دکتر مصدق با برملا کردن اسرار کودتاي 25 و 28 مرداد چهره کودتاچيان را نزد جهانيان رسوا ساخت. در پايان دادگاه وي را به 3 سال زندان محکوم کردند و پس از گذراندن 3 سال زندان، دکتر مصدق به ملک خود در احمد آباد تبعيد گشت و تا آخر عمر تحت نظارت شديد بود.
در سال 1342 همسر دکتر مصدق، خانم ضياالسلطنه، در سن 84 سالگي درگذشت و دکتر مصدق را بيش از پيش در غم فرو برد. حاصل ازدواج وي و دکتر مصدق 2 پسر و 3 دختر بود.
در 14 اسفند ماه 1345 دکتر محمد مصدق بدليل بيماري سرطان، در سن 84 سالگي دار فاني را وداع گفت. پيکر مطهر وي در يکي از اتاقهاي خانه اش در احمد آباد به خاک سپرده شد.

محمد مصدق و ملي شدن صنعت نفت
نويسنده : مرتضي هادوي
آغاز زندگي وجواني
محمد مصدق در سال ۱۲۶۱ هجري شمسي در تهران، در يک خانواده اشــرافي به دنيا آمد. پدرش ميرزا هـدايتالله معروف به «وزير دفتر» از بزرگمردان دوره ناصري و مادرش ملک تاج خانم (نجم السلطنه) فــرزند عبــدالمجيد مـيرزا فرمانفرما و نوه عباس ميرزا وليعهد قاجار و نايبالسلطنه ايران بود. هنگام مرگ ميـرزا هدايتالله در سال ۱۲۷۱ شمسي محمد ده ساله بود، و ناصــرالدين شاه علاوه بر اعـطاي شغل و لقب ميرزا هدايتالله به پســـر ارشد او ميرزا حسين خان، محمد را «مصدقالسلطنه» ناميد.
محمد خان مصدقالسلطنه پس از تحصيلات مقـدماتي در تبريز به تهران آمد، به مستوفيگري خراسان گمارده شد و با وجود سن کم در کار خـــود مسلط شد و توجه و علاقه عموم را جلب نمود. مصدقالسلطنه در اولين انتخابات دوره مـجلس مشروطيت به نمايندگي از طبقه اعيان و اشراف اصفهان انتخاب شد ولــي اعتبارنامه او به دليل سن او که به سي سال تمام نرسيده بود رد شد. مصدقالسلطنه در سال ۱۲۸۷ شمسي براي ادامـه تحصيلات خود به فـــرانسه رفت و پس از خــاتمه تحصيل در مدرسه علوم سياسي پاريس به سويس رفت و به اخذ درجه دکتراي حقوق نائل آمد.
واليگري و وزارت
مـــــــراجعت مصدق به ايران با آغاز جنگ جهاني اول مصادف بود. مصدقالسلطنه با سوابقي که درامورماليه و مستوفيگري خراسان داشت به خدمت در وزارت ماليه دعوت شد. قريب چهارده ماه در کـابينههاي مختلف اين سمت را حفظ کرد. در حکومت صمصام السلطنه به علت اختلاف با وزيروقت ماليه(مشار الملک) از معاونت وزارت ماليه استعفا داد و هنگام تشکيل کـابينه دوم وثـــوق الــدوله عازم اروپا شــد. دراين دوران قرارداد ۱۹۱۹ به امضــاي وثوقالدوله رسيد ومخالفت گسترده آزاديخواهان ايراني با آن شروع شد.دکتر مصدق نيز در اروپا به انتشار نامههاو مقالههائي در مخالفت با اين قرارداد اقدام کرد. انـدکي بعد مشيرالدوله که به جاي وثوق الدوله به نخـســت وزيــري انتخاب شد، او را براي تصدي وزارت عدليه به ايران دعوت کرد.
در مــراجعت به ايران از طـــريق بندر بـــوشهر، پس از ورود به شيراز بــرحــسب تقاضاي محــترمين فـارس به واليگري (استانداري) فارس منصوب شد و تا کودتاي سوم اسفند ۱۲۹۹ در اين مقام ماند. پس از کــودتاي سيد ضياء و رضــاخــان، دکـتر مصــدق دولت کودتا را به رسميت نشناخت و از مقام خود مستعفی گشت. پس از استعفا از فـــارس عازم تهران شد ولی به دعوت سران بختیاری به آن دیار رفت.
با سقوط کابینه سید ضیاء، قوام السلطنه به نخست وزیری رسید و دکتر مـصدق را به وزارت مالیه (دارائی) انتخاب کرد. با سقوط دولت قــوام السلطنه و روی کار آمدن مجدد مشیرالـدوله از مصدق خواسته شد که والی آذربایجان شود. بخــاطـر سرپیچی فرمانده قشون آذربایجان از اوامرش بدستور رضـــــاخان سردار سپه، وزیر جنگ وقت، از این سمت مستعفی گشت و به تهران مراجعت کرد. در خرداد ماه ۱۳۰۲ دکتر مصدق در کابینه مشیرالدوله به سمت وزیر خــارجـه انتخاب شـد و با خـواسته انگلیسیها برای دو ملیون لیره که مــدعی بودند برای ایجاد پلیس جنوب خرج کردهاند بشدت مخالفت نمود.
پس از استعفای مشیرالدوله، ســردار سپه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق از همکاری با او خودداری کرد.
دوره رضاشاه
دکتر مصــدق در دوره پنجم و ششم مجـــلس شورای ملی به وکالت مردم تهران انتخاب شد. در همین زمان که با صحنه سازی سلطنت خاندان قاجار منقرض شد و رضا خان سردار سپه نخست وزیر وقت به شــاهی رسید، او با این انتخاب به مخالفت برخاست. با پایان مجلس ششم و آغاز دیکتاتوری رضــاشاه دکتر مصـــدق خانه نشین شد و در اواخر سلطنت رضاشاه پهلـوی به زندان افتاد ولی پس از چند ماه آزاد شد و تحت نظــــــر در ملک خود در احمد آباد مجبوربه سکوت شد. در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران بوسیله نیروهای شوروی و بریتانیا، رضا شاه از سلطنت برکنار و به افریقای جنوبی تبعید شد و دکتر مصدق به تهران برگشت. نهضت ملیشدن صنعت نفت ایران دکتر مصــــدق پس از شهـریور ۲۰ و سقوط رضاشاه در انتخابات دوره ۱۴ مجلس باردیگر درمقام وکیل اول تهران به نمایندگی مجلس انتخاب شد. در این مجلس برای مقابله با فشارشوروی برای گرفتن امتیاز نفت شمال ایران، او طرحی قانونی را به تصویب رساند که دولت از مذاکره درمورد امتیازنفت تا زمانی که نیروهای خارجی در ایران هستند منع میشد.
در انتخابات دوره ۱۵ مجلس با مداخلات قـــوامالسلطنه (نخست وزیر) و شــاه و ارتش، دکتر مصدق نتوانست قدم به مجلس بگذارد. دراین دوره هدف عوامل وابسته به بریتانیا این بود که قرارداد سال ۱۹۳۳ دوره رضاشاه رابه دست دولت ساعد مراغهای و با تصویب مجلس تنفیذ کنند.براثرفشار افکار عمومی مقصود انگلیسیها تأمین نشد وعمرمجلس پانزدهم بهسر رسید. در ۱۳۲۸ دکتر مصــدق و همـراهان وی اقدام به پایه گذاری جبهه ملی ایران کردند. گسترش فعالیتهای سیاسی پس از شهریور ۱۳۲۰ سبب گسترش مبارزات مـردم و به ویژه توجه آنان به وضع قـرارداد نفت شده بود. دکتـــر مصــدق در مجلس و بیرون از آن این جنبش را که به «نهضت ملی شدن نفت» معروف شد، هدایت میکرد.
ملی شدن نفت و نخست وزیری
درانتخابات مجلس شانزدهم با همه تقلبات و مداخلات شاه و دربار، صندوقهای ساختگی آراء تهران باطل شد.عبدالحسین هژیر وزیر دربار بقتل رسید و در نوبت دوم انتخابات، دکتر مصدق به مجلس راه یافت.پس از کشته شدن نخستوزیر وقت سپهبد حاجیعلی رزمآرا، طرح ملی شدن صنایع نفت به رهبری دکتر مصـــدق در مجلس تصویب شد. پس از استعفای حسین علاء که بعد از رزمآرا نخست وزیر شده بود، در شورواشتیاق عمومی دکترمصدق به نخست وزیری رسید و برنامه خود را اصلاح قانون انتخابات و اجــرای قانون ملی شدن صنعت نفت اعلام کرد. پس از شکایت دولت انگلیس از دولت ایران وطرح این شکایت در شورای امنیت سازمان ملل،دکترمصدق عازم نیویورک شدوبه دفاع از حقوق ایران پرداخت. سپس به دادگاه لاهه رفت و با توضیحاتی که در موردقرارداد نفت وشیوه انعقادوتمدیدآن داد،دادگاه بینالمللی خود را صـــالح به رسیدگـی به شکایت بریتانیا ندانست و مصدق در احقاق حق ملت ایران به پیروزی دست یافت. در راه بازگشت به ایــران به مصـر رفت و مورد استقبال پر شکوه ملت مصر قرار گرفت.
کشمکش با دربار و مخالفان
انتخابات دوره هـفدهم مجـلـس بخاطر دخالتهای ارتشیان و دربــار به تشنج کشید و کــار بجایی رسیدکه پس از انتخاب ۸۰ نماینده، دکتر مصدق دستور توقف انتخابات حوزههای باقی مانده را صادر کرد. دکتر مصـدق برا ی جلوگیری از کارشکنیهای ارتش و دربار درخواست انتقال وزارت جنگ به دولت را ازشاه نمود.این درخواست از پطرف شاه ردشد.به همین دلیل دکتر مصدق در ۲۵ تیرماه ۱۳۳۱ ازمقام نخستوزیری استعفا کرد.مجلس قوام السلطنه را به نخستوزیری انتخاب کرد و او باصدوربیانیه شدید الحنی نخست وزیری خود را اعلام نمود. مردم ایران که ازبرکناری دکترمصدق خشمگین بودند،درپی چهار روز تظاهرات در حمایت از دکتر مصدق، که به کشته شدن چندین نفرانجامید،موفق به ساقط کردن دولت قوام گردیدند. در ۳۰ تیر ۱۳۳۱ دکتر مصدق بار دیگر به نخستوزیری ایران رسید.
در ۹ اسفند ماه ۱۳۳۱ دربار با کمک عدهای ازروحانیون، افسران اخراجی و اراذل و اوباش توطئهای علیه مصدق کردند تا او را از بین ببرند. نقـشه این بود که شاه در آن روز به عنوان سفر به اروپا از پایتخت خارج شودو اعلام دارد که این خواسته دکتر مصدق است. مصدق از نقشه اطلاع یافت و توانست جان بدر برد و تـوطئه شکست خورد.چند روز بعد عمال دربار و چند تن از افسران اخراجی سرتیپ افشارطوس رئیس شهربانی دکتر مصدق را ربودند و پس از شکنجه کشتند. بدنبال استعفای بسیاری ازنمایندگان طرفدارمصدق،دولت اقدام به همهپرسی (رفراندم) در کشور کرد تا مردم به انحلال یا عدم انحلال مجلس رای دهند. در این همهپرسی (که به خاطر همزمان نبودن رایگیری در تهـــران و شهرستانها و جــــدا بودن صندوقهای مــخــالفان و موافقان مورد انتقاد بسیاری قـرار گرفت) در حــدود دو میلیون ایرانی به انحلال مجلس رای دادند و مجلس در روز ۲۳ مرداد ۱۳۳۲ منحل شد.
کودتا علیه دولت مصدق
در روز ۲۵ مــرداد ۱۳۳۲ طبق نقشه سازمانهای جاسوسی امـــریکا و انــگلیس برای براندازی دولت مصدق، شاه فرمان عزل دکتر مصدق را امضا کرد و رئیس گـــارد سلطنتی، سرهنگ نصیری را موظف نمود تا بامحاصره خانه نخست وزیر فرمان را به وی ابلاغ کند. همچنین نیروهایی از گارد سلطنتی ماموربازداشت عدهای ازوزرای دکتر مصدق گشتند. ولی نیروهای محافظ نخست وزیری رئیس گــارد سلطنتی و نیروهایش را خــلع سلاح و بازداشت نمودند.
در روز ۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ دولتهای امریکا و بریتانیا دست به کودتای دیگری زدند که اینبار باعث سقوط دولت مصدق گشت. در این روزسازمان سیا باخریدن فتوای برخی از روحانیون و همچنین دادن پول به ارتشیان، اراذل و اوباش تهران آنها را به خیابانها کشانید. کودتاچیان توانستند به آسانی خود را به خانه دکتر مصدق برسانند وپس از چندین ساعت نبرد خونین گــارد محافظ نخست وزیری را نابود کنند و خانه وی را پس از غــارت کردن به آتش بکشانند.در روز29مرداددکترمصدق و یارانش خود را به حکومت کودتا به رهبری سرلشکر زاهدی تسلیم کردند. بدین ترتیب در کـودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (۱۹ اوت ۱۹۵۳) سازمانهای جاسوسی بریتانیا و ایالات متحده امـــریکا با کودتا دکتر مصدق را برکنار کرده و محمدرضا شاه پهــلوی را که پس از شکست کـودتای 25 مــرداد به رم رفته بود بازگرداندند و به قدرت رساندند.
محاکمه و زندان و خانه نشینی
مصـدق پس از کودتای ۲۸ مرداد در دادگاه نظامی محاکمه شد. او در دادگاه از کارها و نظرات خود دفاع کرد. دادگاه وی را به سه سـال زندان محکوم کرد. پس از گذراندن سه سال زندان، دکتر مصدق به ملک خود دراحمد آباد تبعید شد و تا آخر عمر تحت نظارت شدید بود.
در سال ۱۳۴۲ همـسـر دکتر مصدق، خانم ضیاالسلطنه، در سن ۸۴ سالگی درگذشت. حاصل ازدواج وی و دکترمصدق دو پسر و سه دختر بود. در۱۴اسفند ماه ۱۳۴۵ دکتر محمد مصدق بدلیل بیماری سرطان، در سن ۸۴سالگی درگذشت.مصدق وصیت کرده بود او راکنار شهدای ۳۰ تیر در ابن بابویه دفن کنند،ولی با مخالفت شاه چنبن نشد و او در یکی از اتاقهای خانهاش دراحمدآبادبه خاک سپرده شد.قانون ملی شدن صنعت نفت درواقع پیشنهادی بود که به امضای همه اعضای کمیسیون مخصــوص نفت در مـجلس شورای ملی ایران در 17 اسفند 1329 به مجلس ارائه شدوتصویب گردید.متن پیشنهاد تصویب شده:بهنام سعادت ملت ایران و بهمنظور کمک به تأمین صلح جهانی،امضاکنندگان ذیل پیشنهاد مینمائیم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثنا ملی اعلام شود یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهرهبرداری در دست دولت قرارگیرد.
مجلس سنا نیز این پیشنهادرا در 29 اسفند 1329 تصویب کرد و پیشنهاد قانونی شد کمیسیون مخصوص نفت یا کمیسیون خاص نفت یا کمیسیون نفت،کمیسیونی بود که در اول تیر 1329 در دوره شانزدهم مجلس شورای مـــلی ایران برای رسیدگی به لایحه نفت (معروف به لایحه گس-گلشائیان)تشکیل شد.
همین کمیسیون پیشنهاد مــــلی شدن صنعت نفت را در اسفند 1329 به مجلس ارائه داد که به تصویب رسید.
اعضای کمیسیون عبارت بودند از:
1.دکتر مصدق
2.دکتر علوی
3.ناصر ذوالفقاری
4.جواد گنجهای
5.فقیهزاده
6.اللهیار صالح
7.حسین مکی
8.خسرو قشقائی
9.سرتیپزاده
10.جمال امامی
11.جواد عامری
12.دکتر نصرتالله کاسمی
13.حائریزاده
14.عبدالرحمن فرامرزی
15.دکتر محمدعلی هدایتی
16.دکتر شایگان
17.میرسیدعلی بهبهانی
18.پالیزی


برای سرفرازی سرزمین مادری بزرگان زیادی این گونه از حال می روند و جان می دهند .
(( منابع ))
•مصدق، محمد، خاطرات و تألمات
•مصاحب، غلامحسین، دائرةالمعارف فارسی
•موحد، محمدعلی، خواب آشفته نفت
•کتاب سرخ
•دکتر منصور بيات زاده
•سایت فرهنگسرا