تاق بستان

نقش رجب

 
 

نقش رجب
سنگ نگاره هايي از اردشير اول و شاپور اول ساساني وكرتير روحاني قدرتمند ساساني

نقش رجب در سه کیلومتری شمال تخت جمشید قرار دارد و در کنار آن جاده اصفهان شیراز می گذرد.سمت دیگر جاده نیز شهر استخر قرار دارد. در این محل چند سنگ نگاره ساسانی قرار دارد. حالت طبیعی صخره مانند سایه بان است و در این محل فردی به نام رجب قهوه خانه ای .داشته و بدین سان سنگ نگاره های ساسانی به نام نقش رجب شناخته می شوند

اردشير اول
چهار سنگ نگاره کنار هم قرار دارند و قدیمی ترین آنها متعلق به اردشیر اول است که موسس سلسله ساسانی است.پدر او اردوان پنجم را شکست می دهد ولی خود خیلی زود می میرد و اردشیر اول اولین شاه ساسانی شناخته می شود.او تیسفون پایتخت اشکانیان را تصرف می کند وآنها را به کلی منقرض می کند. در این سنگ نگاره اردشیر اول در حال گرفتن نشان شاهی از اهورامزدا نشان داده شده است .اهورامزدا در سمت راست شاه حلقه شاهی را به او می دهد و در دستانش شاخه برسم قرار دارد. آندو لباسی شبیه هم دارند.در کنار شاه بزرگان دیگر نقش .بسته اند

دو خادم درباری شاه در سمت چپ او هستند و یکی از آنها مگس پرانی را تکان می دهد .مرد سمت چپی در همه سنگ نگاره های اردشیر اول دیده می شود و حتما مرد مهمی بوده است. دو زن در سمت راست اهورامزدا قرار دارند که حتما یکی ملکه و دیگری نجیب زاده دیگری می باشد و در کنار آنها نوشته شده دین زرتشت در حال انقراض بودکه من اردشیر شاه آن را زنده کردم

دو نگاره کوچک بین شاه و اهورامزدا قرار دارندو سمت چپی که کنار پای شاه است پسرش شاپور است که از روی کلاهش شناسایی میشود و دیگری که شاخه برسمی در دست دارد .شناسایی نشده است
در نقش رستم نیز همچین نگاره ای با همین موضوع قرار دارد ولی در آنجا شاه و اهورامزدا بر اسب سوار .هستند

شاپوراول
نقش برجسته دوم از آن پسر و جانشین اردشیر اول یعنی شاپور اول می باشد .این نگاره الهام گرفته از نقش برجسته اردشیر در نقش رستم می باشد.در این نگاره شاه سوار بر اسب از اهورامزدا که او هم بر اسب نشسته حلقه پادشاهی را می گیرد . صورت شاه و خدا هر دو بسیار صدمه دیده اند

شاپوراول
در نگاره سوم نیز شاپور اول را می بینیم که بر پشت اسب نشسته است.پشت سر او نه نفر از درباریان ایستاده اند از این نه نفر فقط فرد اول پشت سر شاه شناسایی شده است که هرمز ولیعهد او است. در جلوی اسب شاه هیچ دشمن شکست خورده ای زانو نزده و این نشان می دهد که این نگاره قبل از سال 244 میلادی حک شده است او در این سال گاردین سوم امپراتور روم را شکست داده است و شرح این شکست در سنگ نگاره ای در بیشاپور آمده است. سنگ نبشته جلوی اسب شاه می گوید

ترجمه كتيبه بر سينه اسب: اين پيكري است از بغ مزدا پرست، خدايگان شاپور
شاهان شاه ايران و انيران كه چهره از يزدان دارد
پسر بغ مزدا پرست، خدايگان، اردشير شاهان شاه كه چهرا از يزدان دارد
نواده خدايگان بابك شاه

كرتير
در زمان پادشاهی بهرام دوم سنگ نگاره کوچکی نیز به طرحهای نقش رجب اضافه شده است که در سمت چپ سنگ ناره اول قرار دارد. این نگاره متعلق به کرتیر روحانی با نفوذ و قدرتمند زرتشتی می باشد و تنها نگاره ای است که متعلق به شاهان نیست. در این نگاره او خدمات خود را به سلسله ساسانی برشمرده است


نقشه از سايت
aariaboom.com
 
 

الفباي پهلوي

 
الفباي پهلوي
 


زبان پهلوي از زبان آرامي تشكيل شده است و زبان درباري سلسله ساسانيان به شمار ميرود .اين زبان در قرن پنج تغييراتي كرد و به زبان اوستايي شهرت يافت. زبان پهلوي از راست به چپ نوشته ميشود

 

در ابتداي دوره ساساني سه خط پهلوي اشكاني-پهلوي ساساني و يوناني در سنگ نگاره ها استفاده ميشد ولي به ترتيب خط يوناني و پهلوي اشكاني حذف شدند و خط پهلوي ساساني مهمترين خط اين دوره تاريخي شد .اين خط تا قرن پنجم قمري نيز استفاده ميشد. مثلا بر روي برجهاي رستك-لاجيم و رادكان در شمال غرب ايران كتيبه هايي به خط پهلوي ديده ميشوند. متون پهلوي به دو نوع خط هستندو پهلوي آم دبيره براي نوشته هاي همگاني و كتابت استفاده ميشد و خط پهلوي گشته دبيره براي قباله و بنچاقها سكه ها سنگ نگاره ها و مهرها

فونتهاي پهلوي را ميتوانيد از آدرس زير دريافت نماييد
http://www.iranchamber.com/history/sassanids/sassanids.php

 

 


نمونه مثالي از خط پهلوي

 

به سبب ارجمندي آب در ايران باستان چند ايزد براي پاسداري از آب وجود داشت كه آناهيتا محبوبترين آنها است.او سرچشمه همه آبهاي روي زمين است و فره زرتشت براي نگه داري به او سپرده شده است.-بندهش 143- اشياء مفرغي لرستان گوياي آن است كه مادها اولين ايرانياني بودند كه آناهيتا را گرامي ميداشتند.سنگ نبشته اردشير دوم هخامنشي در همدان به آناهيتا اشاره دارد كه شايد اولين سند مكتوب در اين زمينه باشد. او ميگويد مجسمه هاي آناهيتا را در شوش بابل و همدان نصب كرده است.در زمان اشكانيان آناهيتا با ميترا و اهورامزدا يك مثلث مقدس را تشكيل ميدهند. سكه هاي مكشوفه اشكاني در همدان و تخت سليمان كه به آناهيتا تعلق داشتند و اينكه تيرداد دوم اشكاني در معبد آناهيتاي شهر ارشك تاج گذاري كرد نشان دهنده اهميت آناهيتا در اين دوره است.سنگ نبشته هاي مهم زيادي از دوره ساساني مانند سنگ نبشته شاپور اول نرسي اول،طاق بستان خسرو پرويز و انوشيروان و معبد آناهيتاي كنگاور و بيشاپور به آناهيتا تعلق دارند.ساسانيان در معبد آناهيتاي استخر كه اداره آنرا بر عهده داشتند شروع به كار كردند و هيربدان در معبد آناهيتاي استخر براي نجات ايران يزدگرد سوم را به شاهي برگزيدند.به اين ترتيب آغاز و پايان سلسله ساساني با معبد آناهيتا آميخته بود

آناهيتا ايزد بانوي آب

 

 

 

 

در زمان هخامنشيان به غير از معابد آناهيتاي همدان و استخر بقيه پرستشگاهها در فضاي باز بودند.معبد آناهيتاي كنگاور در زمان اشكانيان رونق بسيار داشت.حيات فرهنگي اين معبد از سده پنجم ميلادي تا يازده ميلادي حكايت ميكند.پرستشگاه آناهيتاي بيشاپور نيز از مراكز مهم عبادي دوران ساسانيان بود
در معابد آناهيتا گذرهايي براي عبور آب ساخته ميشد .اين معابد در نزديكي رودخانه يا قنات بودند و گذر هاي آب با شيب بسيار كم ساخته ميشدند تا صداي حركت آب به نرمي به گوش برسد. در اين معابد محرابهايي براي نيايش ساخته ميشد


معابد اناهيتا

 

 

 

 

آناهيتا در يوناني آنائيتيس ،ارمني آناهيت و فارسي ناهيد خوانده ميشود.نام كامل اين فرشته اردوي سوره اناهيتا است كه اردي به معني فزودن و بالاندن است و نام يكي از رودهاي اساطيري است و معمولا با سوره به معني زور با هم مي آيند و اناهيتا از تركيب حرف نفي ا وآهيته به معني چرك و ناپليد است.آناهيتا يعني نيالوده و پاك وبي آلايش. هيچ ايزدي در آيين زرتشتي به اندازه آناهيتا با گرمي و دلبستگي ياد نمي شود.در حالي كه همزاد آناهيتا اپم نپات در مقام نوه آبها در درياها زندگي مي كند ، آناهيتا دوشيزه رودها،تجسم رودي توانگر و افسانه اي ،بيرون از اندازه طبيعي وتبلور آب مقدس و همه رودها است.او سرچشمه همه آبهاي روي زمين است.اندامي بلند بالا و بي نظير دارد.فره زرتشت براي نگه داري تا روز رستاخيز به آناهيتا سپرده شده تا در درياي فراخكرت در نيمروز و كنار البرز نگه داري شود


 

ايزد بانو آناهيتا

 

 

 

 

 

 
منبع: هزاره هاي گمشده اثر دكتر پرويز رجبي

معماري ساساني

 

معماري ساساني

 

 


 

ساسانيان بهترين تكنيك تاق زدن بر بناهاي مربع شكل را دارا بودند.اساس معماري ساساني گنبد،ايوان، تاق نما ،اتاق و تاقهاي گهواره اي است كه مابين چند بنا احداث ميكردند.هنرهاي گچبري،موزاييك كاري و نقاشي ديواري داخل بناها را تزيين ميكرده . ساسانيان بر همسايگان خود تاثير فرهنگي بسياري داشتند و همينطور از آنها نيز بسياري خصوصيات را وام گرفته اند مانند موزاييك كاريهاي بيشاپور. تزيينات سنگي نيز نقش بسزايي در هنر ساساني دارد.

 

ابنيه فيروز آباد و شهر گور
شهر بيشاپور
تخت سليمان
آتشكده هاي ايران
آثار مسجد سليمان
تيسفون
آثار قصر شيرين
چهار طاقي ساساني
گنبد جبليه كرمان
شهر دارابگرد
قلعه ايرج ورامين
قلعه بابك كليبر
تاق بستان
تاق گرا
قلعه كهنه مشگين شهر
پل گاوميشان
ديوار گرگان

نقشه شهر گور به صورت دايره ميباشد. اين نوع معماري شهر سازي را ساسانيان از اشكانيان به ارث برده اند . با امكانات زمان خود چگونه چنين دايره عظيمي را پياده كرده اند؟
 
 
 

تاج شاهان ساساني

 
 

تاج شاهان ساساني



 

هر كدام ازشاهان ساساني تاج مخصوص به خود را كه بسيار شاخص است و همچنين مشخصات فردي خاصي داشتند و باستان شناسان توانسته اند آنها را از روي سنگ نگاره هايي كه به يادگار گذاشته اند شناسايي كنند

Ahuramazda at Bishapur. Photo Marco Prins. اهورامزدا
اردشير اول
شاپور اول
بهرام اول
بهرام دوم
نرسه
هرمز دوم
شاپور دوم
شاپور سوم
خسرو دوم
 
 
 
 

مناطق پارينه سنگي

 

تپه علي كش هزاره نهم تا ششم پ م
تپه چغابنوت هزاره هفتم تا سوم پ م
تپه چغاميش دوره سوزياي عتيق تا هخامنشي
تپه جعفر آباد دوره سوزيانا
تپه سگابي هزاره هفتم تا سوم پ م
شهر سوخته هزاره چهارم و سوم پ م
سرخدم لكي هزاره اول پ م
تپه موشكي هزاره هفتم پ م
تپه گنج دره هزاره نهم تا هفتم پ م
تپه گوران هزاره ششم پ م
تورنگ تپه هزاره پنجم پ م
ويند كلخوران-دخمه پيش از تاريخ
يانيك تپه هزاره ششم پ م
دره هوليلان هزاره سوم پ م
گوهر تپه از هزاره سوم پ م
كوهدشت هزاره پنجم پ م
غار كرفتو
از پيش از ماه تا ساساني
استودانهاي ري -پيش ازاسلام
شهر يري -هزاره اول پ م

شهر دقيانوس هزاره پنجم پ م تا هخامنشي
تپه حاجي فيروز هزاره هشتم پ م
تپه موشلان هزاره هفتم و ششم پ م
تپه ازبكي هزاره هفتم و ششم پ م
قره تپه هزاره شش وپنج ش م
تپه شورابه فلات عتيق
تپه هاي شوش هزاره دهم پ م تا امروز
سيلك از هزاره هفتم پ م
تپه عبد الحسين هزاره دهم تا هفتم ش م
تپه سراب هزاره دوازدهم تا دهم پ م
تپه يحيي هزاره پنجم پ م
تپه تولايي سوزياناي عتيق
ياريم تپه هزاره پنجم پ م
چشمه علي ري از هزاره هفتم پ م
پناهگاه ورواسي هزاره پنجم پ م
غار علي تپه هزاره يازدهم پ م
غار سهولان همه دوره ها
كردلر تپه -پيش از تاريخ
هفتوان -
هزاره دوم پ م
شهداد - هزاره چهارم پ م
كلاردشت-هزاره دوم پ م
كردلر تپه هزاره سوم پ م
گوي تپه هزاره سوم پ م

آق تپه هزاره اول پ م تا هخامنشي
دالما تپه هزاره پنجم و چهارم پ م
گودين تپه هزاره ششم پ م
تپه حسنلو هزاره ششم پ م تا 250 پ م
غار هوتووكمربند هزاره دهم تا پنجم پ م
تپه مارليك هزاره اول پ م
تپه پيزدلي هزاره چهارم پ م
تل ابليس هزاره پنجم پ م
باباجانهزاره سوم پ م
تل باكون هزاره ششم پ م
تل جري هزاره ششم پ م
تپه حصار از هزاره هفتم پ م
تپه گيان
از هزاره چهارم پ م
تپه سبز دوره سوزيانا
تپه زاغه از هزاره هفتم پ م
تپه آنو از هزاره ششم پ م
غار خر
غار پبدهاولين زيستگاه بشر در ايران
سگزآباد - هزاره دوم پ م
نورآباد - هزاره چهارم پ م
دينخواه - هزاره سوم پ م

 

نمودار زمانی تاریخ ایران

da??
اطلس تاريخ ايران

-2.500.000پيش از ميلاد

-40.000پيش از ميلاد

-8.000پيش از ميلاد

-5.000پيش از ميلاد

-3.000پيش از ميلاد

-2.000پيش از ميلاد

-1.750پيش از ميلاد

-1.500پيش از ميلاد

-1.250پيش از ميلاد

-1.000پيش از ميلاد

-900پيش از ميلاد

-800پيش از ميلاد

-700پيش از ميلاد

-600پيش از ميلاد

-500پيش از ميلاد

-400پيش از ميلاد

-300پيش از ميلاد

-200پيش از ميلاد

-100پيش از ميلاد

ميلاد مسيح

100

200

300

400

500

600

700

800

900

انسان با هوش 2.5 تا 5 ميليون سال پيش در آسيا و آفريقا ميزيسته است

در خاورميانه حدود 8500 پ م حيوانات براي اولين بار اهلي شدند خوك ، گربه، سگ، شتر، بز، گوسفند، گاو و گوزن شمالي حيواناتي هستند كه اهلي شدند
يوزپلنگ و كفتار در مصر اهلي شده بودند

تاق ضربي در خاور ميانه اختراع ميشود


هفت تپه - قديمي ترين تاق ضربي فلات ايران

استفاده از مهر كلوخي به جاي مهر استوانه اي


قوانين حمورابي و قدرت بابل 1700پ م

 

 

به قدرت رسيدن اورارتوييان

حكومتهاي مستقل ايالتي يونان

كورش كبير559-530پ م انقراض ماد -تسخير سارد و آسياي كوچك و بابل آزادسازي يهوديان

مقبره كورش هخامنشي در پاسارگاد

گور دخمه هاي مادي و هخامنشي

داريوش سوم آخرين شاه هخامنشي و شكست از شاه مقدوني و انقراض هخامنشيان توسط حمله اسكندر از سالهاي 334 تا 323 پ م به ايران

ارشك - اشك اول

250-248 پ م

ساخت شهر سنگي پترا

تولد مسيح

شاهنشاهي ساساني 226-652 م

انسان متفكر در حدود 100 تا 400 هزار سال پيش در آسيا ، آفريقا و اروپا ميزيسته است

انسان نوين يا اجداد نژادهاي امروزي از 40000 سال پيش در آسيا ، آفريقا و اروپا ميزيسته اند

اولين تجمعهاي ايلامي درشمال خوزستان 4000پ م

لوله كشي توسط تنبوشه هاي سفالي براي انتقال آب در خاور ميانه در حدود 1750 پ م

حضرت سليمان 900 پ م

دياكو نخستين شاه اتحاد ماد708 تا 655 پ م

آنتيوخوس سوم

223-183 پ م

ارد اول -جنگ با روميها و كشته شدن كراسوس سردار معروف رومي

55-37 پ م

در زمان فرهاد چهارم اشكاني حضرت مسيح متولد ميشود- براي شناسايي او چند مغ از ايران به روم رفتند

در اين سالها سه نفر ادعاي شاهي كردند - پاكور دوم ،اردوان چهارم و خسرو هر سه با هم و هر كدام قسمتي از قلمرو اشكاني را زير فرمان خود داشتند -اين نشاني از ضعف اشكانيان است

بناي كوه خواجه در سيستان

اردشير اول موسس سلسله ساساني م226-241

شاپور ذوالاكتاف

310-379 م

پيدايش دين مزدك و گرويدن قباد به او و خلع او از سلطنت و حبس شاه سابق به دليل مزدكي بودن

تولد حضرت محمد 570م

هجرت حضرت‌محمد622م

برتري زن به مرد

 

دفن مرده درون خانه ها به همراه لوازم مورد نياز -از 6000 پ م

استفاده از مهربر روي خاك رس براي مقاصد تجاري

 

انسان از صدها هزار سال پيش صحبت مي كرده و آتش را ميشناخته است

اولين صيد صدف براي تغذيه در جنوب آفريقا 125000 پ م

اكثر خانه هادر فلات ايران از شاخ و برگ درختان است

اختراع چرخ سفالگري و كوره و ايجاد نقوش مار پلنگ قوچ مارال لكلك و شتر مرغ

ساخت خانه هاي با پلان مدور در دوره مفرغ ابتدايي كه در دوره بعد به پلان راست گوشه تبديل شد

 

تمدن درياچه نشينان اروپا 2000تا1000پ م

شروع ضعف و پاشيدن امپراتوري هيتي 1200 پ م

حضرت داود 1000 پ م

تاسيس شهر هگمتانه

ساخت ديوار چين 215 پ م

فتح كامل ايران در زمان مهرداد اول در سال 141 پ م

در زمان بلاش سوم در جواب حمله او به ارمنستان ، روميان به ايران حمله كردند و تيسفون را فتح كردند و كاخ اشكانيان را به آتش كشيدند .به اين ترتيب در سال 164 ميلادي مرز ايران و روم به دجله منتهي شد

بي طرفي ايران و روم در ارمنستان 379 م

 

شهر شوش 4000 پ م

سفال قرمز با طرح سياه

اوج تمدن مينويي ها در جزاير كرت در 1750 پ‌م

ساكنان كرت 3400تا1100 پ م

مانايي ها در حدود900پ م در سواحل جنوبي درياچه اروميه و دره سولدوز زندگي ميكردند

جام حسنلو يكي از با ارزشترين آثار زرگري دنياي باستان

فرورتيش
675تا653پ م

خشيارشا486-465پ م تسخير مجدد مصر و ناكامي در جنگهاي دريايي با جزاير يوناني نشين

رسمي شدن دين زرتشتي در ايران و قدرت گرفتن موبدان درون دربار ساساني از ابتداي كار آنها

جنگ بر سر ارمنستان و سرانجام تقسيم ارمنستان بين ايران و روم در سل 384-390 م

بهرام گور 420-438 م

در مدت 24 سال 12 شاه بي ثبات بر تخت مينشينند و آخرين آنها يزدگرد سوم بود
632-652 م

كهن ترين مكان مسكوني در ساحل درياچه رودلف در كنيا شناخته شده است - در حدود 2.6 ميليون سال پيش

اولين استفاده از سنگ چاقوتيز كن براي بريدن چوب درختان در مصر شمالي 12000 پ م

در دوران نوسنگي كاشتن، شخم زدن و آبياري پديد آمد

منس اولين فرعون مصر 3200پ م

صدور گندم و جو از ايران به اروپا -ارزن از هند به ايتاليا -جو دوسر و خشخاش از اروپا به آسيا 4000 پ م

كمبوجيه پسر كورش 530تا522پ م

امپراتوري روم در اروپا

395-27 پ م

شاهنشاهي اشكاني

250پ م تا 226 م

تاخت و تازهاي بي نتيجه تراژن به ايران

در زمان بلاش اول در سال 63 ميلادي پيمان صلحي بين ايران و روم بسته شد

سفر 9 ماهه تيرداد برادر بلاش اول به روم از طريق خشكي و تاج گذاري او به عنوان شاه ارمنسنن به دست امپراتور روم

تيسفون پايتخت ساسانيان

 

ساخت اولين قايقها در خاور ميانه 9000 پ م

در ايران و آناتولي اولين بار از مس استفاده ميشود .در ايران حدود6300 پ م اولين آثار مسي به دست آمده است و مسي كه در مقبره اي در شوش كشف شده 92/16 درصد خالص بوده

فنيقي ها سرزمينهاي ساحلي مديترانه را براي سكونت اشغال ميكنند3000پ م

گوتيان در زمان نرمسين به بابل حمله ميكنند و يك قرن بر بابل حكمراني ميكنند

كودورنان خوندي شهر اور را تسخير كرد و مجسمه مقدس نه نه را به شوش برد

مرگ آخرين فرعون قدرتمند مصر رامسس سوم 1166 پ م

پادشاهي معين در يمن

آخرين ايالت هيتي ها در 640 پ م منقرض ميشود

داريوش اول 521-486پ م تسخير بابل،پنجاب،سند، آتن، تراكيه، قبرس، سوريه، فنيقيه،فلسطين، عربستان، حبشه،ليبي، سرزمين سكاها، ماوراالنهر- ضرب سكه د ر ايران و راه شاهي وچاپارخانه
اوج قدرت هخامنشي

داريوش اول هخامنشي امپراتوري تازه متولد هخامنشي را سر و سامان ميدهد و از ميراثي كه كورش كبير براي او گذاشته بود بزرگترين امپراتوري دوران باستان را ميسازد


تصرف ايران توسط اسكندر مقدوني و آتش زدن تخت جمشيد

اشكانيان توانستند جلوي پيشروي روميان در شرق را بگيرند و طولاني ترين حكومت ايراني را تشكيل دادند .آنها در اداره حكومت خود دين واحدي نداشتند و هر قومي دين خود را داشت

توسعه آيين بودا

در سال 73 ميلادي آلان ها به ايران حمله كردند و شاه اشكاني هيچ عكس العملي نشان نداد آنها نيز پس از تاخت و تاز در ماد و ارمنستان به سرزمين خود بازگشتند

در سال 197 ميلادي يك بار ديگر روميان تا تيسفون پيش آمدند و شهر را غارت كردند

ظهور ماني 242 م

آغاز قرون وسطي 395 م

دانشگاه گندي شاپور 550 م

شكست قادسيه 636 م

آغاز دوران چهارم زمين شناسي از يك ميليون سال پيش ميباشد

پادشاهي قتبان در غرب عربستان

شروع قدرت اورارتوييان 900 پ م

ساخت باغهاي معلق بابل

راه شاهي از سارد به شوش با پستهاي نگهباني 500 پ م

اسارت والرين و ساخت سد شادروان در شوشتر به دستور شاپور اول
258-260 م

خسرو انو شيروان
531-579 م
قتل عام مزدكيان -تعصب ديني- اصلاحات اداري لشكري مالياتي و ترويج آباداني - جنگهاي موفق با روم شرقي و تركهاي ماوراء جيحون

شكست مداين 638

در اواخر نوسنگي سفال در خاور ميانه كشف شد

ورود آريايي ها به ايران آرام آرام از هزاره چهارم پ م شروع ميشود

سفال سياه دست ساز بي دوام با نقوش افقي يا عمودي در ادامه سفال قرمز كوره رفته پيش از 4000 پ م

پادشاهي نخستين هيتي ها 1750پ م

تولد حضرت موسي در مصر 1250 پ م

پادشاهي افسانه اي ملكه سبا بر يمن -1000 پ م

ظهور زرتشت به گزارش برخي منابع غربي 650 پ م

تولد بودا 564 -483 پ م

در زمان فرهاد سوم
جنگهاي مستقيم بين ايران و روم دوباره آغاز ميشود

شكست نهاوند 643م و انقراض سلسله ساساني به دست سپاه اسلام

اولين گاو آهن شناخته شده در خاور ميانه 4500 پ م

رام كردن اسب جهت استفاده از گوشت آن و سواركاري در استپهاي يوورو آسيايي 4400 پ م

اولين استفاده از بادبان در بين النهرين 4500 پ م

اولين ارابه حمل جنازه در جنوب روسيه 3500پ م

تحول در ساخت سلاح 1800 پ م

اولين سكه ها در ليدي 650 پ م

استفاده از مس چكشكاري شده در ايران هزاره پنجم پ م

شيشه و جواهرات زينتي در بين النهرين رايج ميشود

سلوكوس دوم در سال 246 پ م به قدرت رسيد . اين زمان مصادف با آغاز قدرتنمايي اشكانيان بود

فرهاد چهارم كه با قتل پدر به شاهي رسيده بود 29 تن از برادران و خواهران خودرا ميكشد تا بي رقيب بر تخت شاهي نشيند- خود او نيز به دست همسر و پسرش كشته ميشود- سنت وليعهد كشي در ميان اشكانيان به اوج ميرسد

پيدايش شهر هاي سومري 3500 پ م

خط ميخي در خاور ميانه در دوره اوروك چهارم اختراع شد

ساخت اسلحه آهني 1900تا1400پ م

كاسي ها وارد ايران ميشوند 1750 پ م

سقوط بابل در سال 689 پ م

برخي آثار مكتوب و هنري ايران به يونان رفت وبقيه به دستور اسكندر منهدم شد

فرهاد دوم سلوكيان را به غرب راند 137-128 پ م

استفاده از انرژي آب ،باد و حيوان در خاور ميانه در 4500 پ م

غارها وپناهگاههاي جمع آوري غذادر ايران
غارهاي كي آرام،هفت چشمه ،هوتو و كمربند در مازندران -غار تتمه اروميه - غارهاي كوه بيستون و كوه تاق بستان -دو اشكفت كرمانشاه-خونيك بيرجند-مزدوران مشهد


اولين دهكده هاي پيش از تاريخ در ايران
چشمه علي،مرتضي گرد و قره تپه تهران-اسمعيل آباد كرج-سيلك كاشان-دالما تپه وحاجي فيروز درياچه اروميه-علي كش و موسيان دهلران -جوي و هفت تپه شوش مال اميرايذه -تل حسنچ خوزستان-تل پير ،جري ،موشكي وكانكان مرودشت-سنگ سياه،تل سياه،تل سكو و تل ريگي جنوب شرقي فارس -تل ابليس كرمان
سفال شوش

پادشاهي ايلاميان در 2500 پ م شروع شد

مانيشتو سر پسر سارگن شاه آشوري تا خليج فارس لشگر كشي ميكند و تا زمان نرم سين ،حكومت ايلام در دست آشوريها بود

لولوبي ها در حدود2300 پ م

اختراع خط ميخي ايلامي مقدم در 1800 پ م

تاخت و تاز هند و اروپاييان در ايتاليا

شيل خاكينشوشي ناك ادبيات و صنعت ايلام را به اوج رساند و بناهاي قديمي را تعمير كرد-1170 پ م

شوتروك ناخون بابل را در 1195پ م تسخير كرد و اشياي نفيس بابليان را به شوش آورد

 

نبرد آشوري ها با كشورهاي همسايه و جنگهاي خونين

حكومتهاي محلي مادها

خشتريته653تا625پ م

اسارت يهوديان در بابل 587 پ م

تسلط سلوكيان بر ايران پس از مرگ اسكندر تا ظهور اشكانيان

از 312 تا 164 پ م

 

جز تعداد اندك، يادگاري از سلوكيان در ايران نمانده است . مهمترين آن مجسمه هركول بيستون است . شايد به خاطر نداشتن پايگاههاي مردمي در ايران شاه به جاي كنده كاري تصوير خود، تصويري از يك خدا را به نمايش گذاشته است

معبد آناهيتاي كنگاور در زمان اشكانيان رونق بسيار داشته است .دين در اين دوره تاريخي آزاد بوده و سلطنت از دين جدا بوده است

از زمان اشكانيان سنگ نگاره هايي به يادگار مانده است .آثار معماري اين دوره نيز آنچنان شاخص نيست

اردوان پنجم آخرين شاه اشكاني از اردشير ساساني شكست ميخورد و اردشير او را به قتل ميرساند 224 م

 

تجهيز نيروي نظامي و تعمير و ساخت ديوار دغاعي گرگان

ايلاميها قدرت ميگيرند و پادشاه ايلام در2115 سلسله ايسين سومري را منقرض كردند و به اوروك و بابل حمله كردند - از حمورابي شكست خوردند و يك قرن بابل قدرت خود را از دست داد

ميتاني ها در غرب فلات ايران ميزيستند و رفته رفته سرزمينهاي گوتيان را فتح ميكنند

پادشاهي نيمه قدرتمند ال پي در لرستان ايران

پايتخت آشوري ها در880 پ م نمرود در 710 خرس آباد و در 705 نينوا ميباشد

احياي قدرت آشور

900-625 پ م

هوخشتر پادشاه قدرتمند ماد -حمله به نينوا و انقراض آشور625تا585پ م

تخت جمشيد مهمترين شهر زمان خود

سلوكوس اول 312-281 پ م
او كه در سال 281 به قصد سلطنت مقدونيه از ايران به مقدونيه ميرفت توسط همراهانش كشته شد

مهرداد دوم بر سكاها پيروز شد و آنها را از تهاجم باز داشت و با سولا نماينده روم در سال 92 پ م پيمان صلح بست

اوج معماري ساساني در تاق و گنبد سازي

آتشكده هاي بسياري در ايران ساخته شد

خسرو پرويز

590-628 م
تسخير آسياي كوچك، سوريه ،فلسطين و مصر و آوردن صليب مسيح به ايران محاصره ناموفق بيزانس و شكوه دربار

در ايران و خاور ميانه مقدمات اولين كشاورزي فراهم ميشود-در حدود 1000پ م

زرتشت به گفته برخي نويسندگان يوناني مانند ارسطو در 6000پ م ميزيسته است

در شوش براي ساخت سالنها از آجر استفاده شده است

ساخت كاغذ پاپيروس در مصر و سومر 3000پ م

تاخت و تاز آريايي ها به اقوام بومي ايران از اواسط هزاره دوم پ م

اختراع و بسط آهنگري توسط هيتي ها

تپوري ها قومي كهن در فلات ايران بودند كه با ورود آرياييها به مازندران كوچ كردند و رفته رفته با فرهنگ آريايي آميخته شدند

ايختويگو آخرين شاه ماد585 تا550 پ م

استفاده از فيل در جنگها در هند 600 پ م


-2.500.000پيش از ميلاد
-40.000پيش از ميلاد
-8.000پيش از ميلاد
-5.000پيش از ميلاد
-3.000پيش از ميلاد
-2.000پيش از ميلاد
-1.750پيش از ميلاد
-1.500پيش از ميلاد
-1.250پيش از ميلاد
-1.000پيش از ميلاد
-900پيش از ميلاد
-800پيش از ميلاد
-700پيش از ميلاد
-600پيش از ميلاد
-500پيش از ميلاد
-400پيش از ميلاد
-300پيش از ميلاد
-200پيش از ميلاد
-100پيش از ميلاد
ميلاد مسيح
100
200
300
400
500
600
700
800
900
عصر حجر
عصريخبندان
عصرمس
عصرمفرغ
عصرخط
عصر آهن
امپراتوري آشور
امپراتوري هخامنشي
عصر دو ابر قدرت ايران و روم
عصر دو ابر قدرت ايران و روم شرقي

 

ايران در دوران پارينه سنگي

ايران در دوران پارينه سنگي -جمع آوري غذا

شروع اين دوره در ايران به طور دقيق مشخص نيست ولي پايان آن دوازده هزار سال پيش تخمين زده شده است انسان شناسان اين دوره كه در آن انسانها به جمع آوري غذا مشغول بوده اند را به سه دوره قديم،ميانه و جديد تقسيم كرده اند.در اين دوره آدمي پس از سنگ از چوب و استخوان براي ساختن ابزار مورد نياز استفاده ميكرد.قديمي ترين اثري كه از انسان باقي مانده است در كشور اتيوپي كشف شده است كه متعلق به چهار ميليون و دويست هزار سال پيش است.از اين انسان نما فسيلي از آرواره هايش به دست آمده است
قديم ترين آثار اين دوره در ايران متعلق به دوره زيرين پارينه سنگي جديد است و بين دويست هزار تا صدهزار سال قدمت دارد. ايران در دوران پارينه سنگي جديد مورد توجه قرار گرفته است كه در گوشه و كنار آن گروههاي كوچكي ميزيسته اند.اين دوره را به سه قسمت زيرين ،مياني و زبرين تقسيم كرده اند. تعدادي از آنها كه شناسايي شده است عبارتند از
مناطق پارينه سنگي جديد-دوره زيرين

اين كشفيات در ايران متعلق به دوره پارينه سنگي جديد،زيرين ميباشند. پس از اين دوره پارينه سنگي جديد،مياني شروع ميشود. در اين دوره از طريق شكار حيوانات سم دار ، نظير آهو غزال، گورخر و احتمالا بز گوسفند و گاو اهلي نشده غذاي آدمي تهيه ميشده است.نمونه هايي از اين مناطق در ايران عبارتند از
مناطق پارينه سنگي جديد-دوره مياني


غار دو اشكفت

غار ملاورد

هوليلان

غار يافته

هرسين

دوره هاي پارينه سنگي جديد زبرين را نميتوان به طور دقيق از دوره مياني جدا نمود زيرا مكانهايي كه آثار آنها كشف شده است نزديك هم هستند و همچنين سير تكاملي ابزار بسيار كند بوده است.يكي از مهمترين مناطق كوههاي زاگرس بوده است. البته مناطق شرقي ايران نيز از اين لحاظ كمتر از زاگرس نيست ولي تاكنون بيشتر حفاريهاي علمي در زاگرس انجام گرفته است.
مناطق پارينه سنگي جديد-دوره زبرين

مناطق فرا پارينه سنگي

ايران در دوران نوسنگي - توليد غذا

پس از دوران پارينه سنگي انسان ازجمع آوري غذا دست كشيد وبه توليد غذا پرداخت.به اين ترتيب دوران فرهنگي نويني براي بشر شروع شد كه هم اكنون ما آنرا ادامه ميدهيم.اين دوره در ايران و خاور ميانه حدود 9000 سال پ م شروع شد و در بيشتر نقاط جهان تا هزار سال ديرتر آغاز شد.در اين دوره انسان كوچ را كنار گذاشت تا در يك مكان سكني گزيند.در اين دوره سه انقلاب بزرگ در زمينه توليد غذا‏ساخت سفال و ايجاد نظم در معماري به وقوع پيوست. ابزارهاي سنگي به سرعت پيشرفته شدند.در اين دوره هاونهاي سنگي ، دسته هاون ، ساينده و ساطور درست شد.اين دوره به دو قسمت بدون سفال و با سفال تقسيم ميشود. آثار كشف شده از غارهاي هوتو و كمربند و همچنين تپه سراب و گوران نيز به دوره بدون سفال تعلق دارند. در تپه گوران اولين نشانه هاي معماري و اسكان ثابت ديده ميشود.ديگر مناطق عبارتند از تپه موسيان ، علي كش ، تپه آسياب، تپه سيابيد، گنج دره ، علي كش، زيويه، سيوان ، دالما، پيزدلي، حاجي فيروز، سيلك، چشمه علي، زاغه

منبع : ايران در پيش از تاريخ اثر دكتر ص م شهميرزادي

سفال و سفالگری

سفال و سفالگری
برخی از باستان شناسان و انسان شناسان معتقدند که زنان نخستین سازندگان ظروف اعم از گلین یا سفالین هستند و تهیه ظروف در زمانی دورتر از دوران کشاورزی انجام گرفته است. اما در دوره تولید خوراک با روش کشاورزی، نیاز به حفظ و نگهداری دانه های غذایی، ضرورت ساخت و پرداخت ظروف به صورت یک نیاز اجتماعی درآمده است و زنان به دلیل همان مسئولیت همیشگی سرپرستی و تغذیه نابالغین، این نیاز را بیشتر احساس کرده و با بالا بردن کیفیت و افزایش کمیت ظروف، به آن پاسخ گفته اند. استقرار دایمی در کنار مزارع کشت شده در تکامل هنر و فن ساختن ظروف نقشی اساسی داشته است.
هربرت رید درباره ی سفالگری می گوید: «سفالگری در آن واحد ساده ترین و مشکل ترین همه ی هنرهاست. ساده ترین است زیرا ابتدایی ترین آنهاست و مشکل ترین است زیرا تجریدی ترین هنرهاست» و ادامه می دهد: «برای قضاوت در هنر مردم یک کشور، باید از روی سفال آن کشور در ظرافت نیروی احساس آنها داوری کرد زیرا سفال محکی است مطمئن. سفالگری هنری است خالص و آزاد از مقاصد تولیدی. مجسمه سازی که نزدیک ترین خویشاوندی را با سفالگری دارد، از آغاز دارای هدف تقلیدی بوده است و شاید هم به همان اندازه برای بیان خواسته به شکل آزادی کمتری را نسبت به سفال دارد. سفال سازی در عین تجرید، هنری است تجسمی».

سیرتحول سفال پیش از تاریخ
هزاران سال پیش، پس از آنکه انسان اولیه از روی درختان به پایین آمد و قدم به دشت و دامنه ها نهاد مدتی را در شکار حیوانات گذراند و در غارها و شکاف کوه ها زندگی کرد. در این دوران بیشتر ابزار دست بشر سنگی بود که خود، ‌چند دوران مختلف از نظر خشن بودن، صیقلی و یا تراشیده بودن گذرانده است. بشر از دیر باز تا این زمان که آن را عصر ماشین می دانیم و دورانهای گردآوری خوراک، ‌شکارچی گری و کشاورزی و شهر نشینی را گذرانده است، در هر کدام از این دوره ها انسان اولیه و انسان شکارچی و کشاورز هر یک با ابزارهایی از جنس های گوناگون سرو کار داشته است.
استفاده از ابزار سنگی که از آغاز زندگی بشر با آن آشنا شده بود تا مدتها پس از دوران آغاز کشاورزی ادامه داشت، آشنایی با سفال مربوط به دوره آغاز کشاورزی است. به این ترتیب که بشر در اواخر دوران شکار، بتدریج به فکر استفاده از محصولات گیاهی افتاد و این سبب گردید که رفته رفته مقداری از دانه های مختلف را جمع آوری کند و در زمین اطراف غار یا محل سکونت بر زمین افشاند و همین امر باعث این شد که انسان از دوره گردی دست بردارد و در کنار مزرعه خود ساکن شود. برای نگهداری محصولات کشاورزی انسان نیازمند ظرف و مکان محفوظی بود. این ظرف در آغاز از سبدهایی که از شاخه درختان بافته بود تشکیل می شد و برای اینکه دانه ها از سوراخ سبد نریزد داخل آن با گل اندود می شد.
احتمالا با اندود کردن بدنه خارجی سبدها و قرار گرفتن آنها در کنار آتش بطور اتفاقی به شناخت ظروف گلی و مزایای آن دست یافت. دسترسی به چنین وسیله ای، تحولی چشمگیر  در امر جمع آوری و نگهداری غذا پدید آورد و انسان در نقاط مختلف جهان با اختلاف زمانی چشمگیر به این مرحله از تحول وخلاقیت قدم گذارد. طبق مطالعات انجام شده، کشاورزی و یکجانشینی در ایران به هزاره های ششم و هفتم قبل از میلاد بر می گردد؛ نخستین سفالهای دوران جمع آوری غذا یا عصر نوسنگی قدیمی ترین ظروف گلی است که اسکلت سبدی دارد و در واقع سبدهای گل اندودی است که در کنار آتش خشک شده است.
بسیاری از کوزه ها و سفالینه های روزگاران نوسنگی و مس، نی ها و ترکه هایی در خود دارند که احتمالا بجای ریسمان بکار رفته و نشانه آن است که سفالگری اساساً از فن سبدبافی پدید آمده است. فکر استفاده از یک پوسته دارای حجم، احتمالا پس از دیدن پوست میوه های خشک شده، حفره های سنگی و قطعات سنگی با سطحی مقعر که آب باران را در خود نگهداری می نمود، پدید آمده است.
قدر مسلم انسان با قرار دادن دستها کنار هم و استفاده از آنها برای نوشیدن آب عملاً به ایده ظرف و مظروف پی برده است. فرضیه محققان تاریخ هنر مبنی بر وجود حفره های ایجاد شده و جای پای انسان و حیوانات در حاشیه رودخانه هایی مانند نیل که بر اثر طغیان آب، رسوباتی از خود بجا می گذارند و پس از خشک شدن، این حفره های به شکل ظرف از ماسه های اطراف جدا می شود نیز قابل توجه است و شاید قابل قبولتر به نظر برسد.
انسانهای غارنشین که برای نوشیدن آب از پوسته های کاسه ای شکل استفاده می کردند عملاً با مشکل انتقال آب به داخل غار و پناهگاه روبرو بودند. طبق آخرین تحقیقات انجام شده غیر رسمی قدیمی ترین سفال مکشوفه به 12 هزار سال قبل از میلاد بر می گردد و از شرق دور بدست آمده است، می توان قدیمی ترین نمونه سفال دست ساز ابتدایی را در ایران دانست. این سفال ضخیم، کم پخت، شکننده، خشن و قهوه ای رنگ است و در آن مقدار زیادی علف خرد شده به عنوان ماده چسباننده (شاموت) برای جلو گیری از ترک برداشتن به هنگام خشک شدن در آفتاب یا حرارت دیدن در کنار آتش به کار رفته است.
در ابتدا انسان بطور اتفاقی از خاک رس برای ساخت سفال استفاده کرد که احتمالاً این امر بدلیل وفور و سهولت دسترسی بدان بوده است ولی بعدها تجربه به وی آموخت که بهترین خاک برای سفالگری همین خاک رس است. تا پیش از اختراع چرخ سفالگری در آغاز هزاره چهارم قبل از میلاد، تمامی سفالینه های مکشوفه از مناطق باستانی، بدون استثنا دست ساز هستند و با حرارت کم (400 تا 700 درجه) پخته شده و سبک و پوک هستند و ماده چسباننده اغلب آنها کاه و سبزی خرد شده است  و معمولا به دو شکل ساده و منقوش ارائه می شده اند.
اختراع چرخ سفالگری در آغاز هزاره چهارم قبل از میلاد در نقاط مختلف باعث تولید انبوه انواع ظروف و ابزار سفالینه شد. سفالینه های پیش از تاریخ نه تنها به عنوان یکی از ضروریات  زندگی روزمره اهمیت داشته اند بلکه بیشتر سفالینه هایی که از درون قبور محوطه های باستانی بدست آمده اند، کاملا سالم و مصرف نشده اند. سفالگران آن روزگار چرخهای پایی و ابزارهای گوناگون دورانهای بعد را در اختیار نداشتند، با این وصف تناسب و ظرافتی شگفت به ساخته های خود بخشیده اند.

روان زنانه
با وجود براندازی مذاهب ابتدایی که گاهی با سحر و افسون و اسرار آمیخته بوده است و با آنکه مذاهب ابتدایی جای خود را به مذاهب یهود و مسیحی با سمبل های نرینه داده است، هنوز «زن درون» یا روان زنانه به کار کشف و شهود می آید. به اعتقاد یونگ: «روان زن تجسم تمام تمایلات روانی زنانه در روح مرد است مانند احساسات و حالات عاطفی مبهم، حدسهای پیشگویانه، پذیرا بودن امور غیر منطقی، قابلیت عشق شخصی، احساس خوشایند نسبت به طبیعت و آخر از همه ولی نه کم اهمیت تر از همه – رابطه ی او با ضمیر ناخودآگاه». تصادفی نیست که در زمان های قدیم از کاهنه ها (مانند سیبل یونانی) و گشتینانا خواهر دموزی شاه شبان سومری برای کشف اراده ی الهی و برقراری ارتباط با خدایان، استفاده می شد. شاید بتوان بر نظریه یونگ این نکته را نیز افزود که کارایی و توانایی زنان جادوگر در جهت تحقق رویدادهای «شر» نشانه ای از همین نیروی استثنایی زنانه در ایجاد ارتباط با ناخودآگاه است.
یونگ همچنین به نمونه ی دیگری از توانایی «روان زنانه» در ایجاد ارتباط با «ضمیر ناخودآگاه» اشاره می کند و می گوید: یک نمونه به ویژه خوب از تصویر باطنی روان زنانه در پزشکان و پیامبران (شامانهای) اسکیمو و سایر قبایل ساکن قطب شمال یافت می شود. برخی از اینان حتی لباس زنانه می پوشند یا تصویر پستان بر روی جامه های خویش نصب می کنند تا طرف زنانه ی درونی خود را نشان دهند- آن طرفی که آنها را قادر می سازد با «سرزمین ارواح» (یعنی آنچه که ما امروز ناخودآگاه می نامیم) ‌مربوط شوند. بر آنچه یونگ اعلام داشته، شاید این نکته افزودنی است که بخش زنانه از وجود انسان نهانگاه نیروهایی است که با معیارهای صرفاً «علمی» قابل اندازه گیری نیست. هیچ کس تاکنون نتوانسته است مکانیزم بخش زنانه از وجود انسان را در ایجاد پل و ارتباط با «ناخودآگاه» تعیین کند. اما تمام کسانی که به روان شناسی و جامعه شناسی پرداخته اند، حتی آنها که «زنانگی» را همواره از دیدگاه منفی نگریسته اند، به این تواناییهای بالقوه اشاره کرده و بنابر سلیقه ای که داشته اند اتفاقاً زن را از همین موضع کوبیده اند.
کتایون مزداپور در این مورد می گوید: «زنان جواب های بزرگترین سؤالات و مشکلات را می دانستند و به موبد موبدان و داور داوران پیشنهاد می کردند. منتها زنان نام ندارند و نه قدرت و نه ابزاری که این قدرت را منعکس کند. زن هنرمند، دانشمند، ملکه و آشپز بوده است».
در نهایت می توان این گونه نتیجه گیری کرد: بشر از دورانی که مظاهر پرستش را در جنس زن (بزرگ مادر اولیه) جستجو می کرده و حتی از دورانی که مظاهر پرستش را از دو جنس نر و ماده بر می گزیده، خاطرات خوش و شیرینی به یاد دارد. هر چند جنازه ی خدایان مادینه بعد از عصر اسطوره پیرایی در گورستان خودآگاه مردمان از یاد رفته اما بزرگ مادر اولیه همچنان در ناخودآگاه انسان بر اریکه ی قدرت تکیه دارد و هر کجا پای منطق و عقل رایج و روزمره می لنگد و زبان آنها قادر به بیان احوال درون و بازگشایی اسرار وجود لایتناهی انسان نیست، انسان ناخودآگاه یعنی به حریم و بارگاه بزرگ مادر اولیه پناه می برد و در آن فراخنا دامان پر عطوفت آن نماد قدرت و عطوفت ازلی را می چسبد.
سرزمین ارواح و فضای لایتناهی و اسرار آمیز که فقط در «ناخودآگاه» می گنجد هنگامی در برابر انسان گشوده می شود که «روان زنانه» یا بخش زنانه از وجود تجلی جانانه داشته باشد. تواناییهای این بخش از وجود انسان را شاید مردانی که در مذاهب مختلف مدعی ارتباط با جهان بالا هستند، بهتر می شناسند. هم از این روست که تمام کوشش های خود را مبذول می دارند تا «زنانگی» را خفه کنند یا آن را چنان در قیود و تکالیف خشک محبوس سازند که زنان نیروهای نهفته ی خود را برای ایجاد رابطه با «ناخودآگاه» که مردان در سطح بالای مذاهب مدعیان تسخیر آن هستند به کار نیندازند.
بدین جهت است که «روان زنانه» به دلیل آن که اعجازگر و راهگشای دنیاهای اسرارآمیز انسان است، بیش از آن که بر انسانهای عالم و دانشمند با معیارهای امروزی شناخته شده باشد، آشنای دیرین جادوگران، درمانگران و پیامبران برخاسته از زندگی ابتدایی انسان است.

نمونه: کلپورگان
همانطور که قبلاً نیز اشاره گردید، سفالگری هنر و صنعت ظریف و حساسی است که از شرق سرچشمه می‌گیرد و آمیزه‌ای است از دقت نظر و تیز بینی و زیبایی پرستی شرقی و سراسر آن زحمت و تجربه است و الهام گرفته از طبیعت؛ مناظر، پرندگان، ‌حیوانات و حتی انسان روح و بطن این صنعت بدیع می‌باشد. سفالگری شاید از نخستین هنرهای دستی باشد که از نیاکان و ادوار گذشته‌ی بشر به ارث رسیده است. از نسلی به نسل دیگر و هر روز بر تنوع و کیفیت آن افزوده شد.
سفال‌سازی از دیر زمان همانند دیگر هنرهای ذکر شده در استان سیستان و بلوچستان رواج داشته است؛ نمونه‌هایی از آن که مربوط به دوران مادها و قبل از آن می‌شود و در نواحی معبد غلامان سیستان پیدا شده است و نمونه‌های دیگر سفال‌هایی است که در روستای دامن (Damen) شهرستان ایرانشهر کشف شده و طبق نظر کارشناسان فن مربوط به دو هزار سال قبل از میلاد است که نمونه‌هایی از آن در موزه‌ها نگهداری می‌شود.
 در حال حاضر در روستای کلپورگان شهرستان سراوان و روستای کوهکم ( Koh Kam  ) سرباز از توابع ایرانشهر بصورت کاملاً  فعال و در روستاهای اولنچکان ( Oolan Chakan )، ‌گلک ( Gollak ) و شادی گور ( Shadi Goor ‌) از توابع شهرستان نیکشهر به صورت نیمه فعال، زنان بلوچ به تولید سفال اشتغال دارند. سفال‌های تولید شده در منطقه‌ی بلوچستان کلاً به رنگ قرمز جغکی ( Chaghki ) می‌باشند (چغک نام گیاهی است محلی که از ریشه‌ی آن برای رنگ کردن کشک و یا خاج‌های پشم استفاده می کنند).
به دلایلی می‌توان گفت که ساخت سفال کلپورگان از هزاران سال پیش شروع شده‌است:
 اولاً، تصور بر این است که اولین سفالگران در دنیا زنان بوده‌اند. زیرا لازمه‌ی ساختن ظروف خاکی نیازمند سکونت طولانی و اقامت در یک محل می‌باشد، مردان آزاد بودند که برای شکار و گشت و گذار بیرون بروند، ‌در حالیکه زنان بعلت نگهداری بچه‌ها، تهیه ‌و جمع‌آوری غذا، مجبور به ماندن در یک محل بودند. همانطور که قبلاً  نیز اشاره گردید، ‌مبدأ و تکامل یک ظرف خاکی، طی یک فرآیند طولانی انجام گرفته است. سبدهای‌ بافته شده از شاخه‌های کوچک که به همراه خاک رس (گل)، برای اینکه غلظتشان بیشتر باشد، ردیف کشته‌اند و اتفاقاً وقتی که سبدی مانند این آتش می‌گرفت تنها چیزی که می‌ماند خطوط خاکی و گلی آن بودند و اولین بشقاب سفالین از این طریق ساخته شد؛  مزایای کاسه‌ی پایدار محکم از این قبیل طی زمان مشاهده شده است. این اطلاعات بر اساس یافته‌های باستان شناسی عصر حجر بدست آمده است.
در کلپورگان این زنان هستند که سفال می‌سازند و مردان هرگز این کار را انجام نمی‌دهند، در صورتی که در دیگر مناطق ایران سفالگران مرد هستند.
 دلیل دوم: زنان سفالگر کلپورگان هرگز از چرخ سفالگری استفاده نکرده‌اند. هر قلم در تمام مراحل فشاردهی، شکل دهی و قوس دهی – قطعه به قطعه دست ساز می‌باشد. چرخ سفالگری تا پیش از سال 3500 قبل از میلاد اختراع نشده بود و آن هنگامی بود که مردها به این صنعت علاقمند شدند.
 دلیل سوم: سفالهایی که از زمانهای گذشته تا بحال در این روستا ساخته شده‌اند فاقد لعاب می‌باشند. لعابها در دنیای سفال بعد از 900 قبل از میلاد عمومیت یافتند. قبل از این، سطوح ظروف کاربردی با یک سنگ، صاف و هموار گشته و صیقل داده می‌شدند. چنانچه اشاره شد در کلپورگان لعابها هرگز مورد استفاده نبوده‌اند و هر ظرفی تنها صیقل شده است.
 چهارمین ادعا: بر اساس ماهیت ظروف مثل عود دودکن می‌باشد. طبق نظر یک محقق ایرانی اینها تنها اساساً بصورت ظروف خاکستر مرده مورد استفاده بوده‌اند. طبق مذهب اسلام، مرده‌‌ها را هرگز نمی‌سوزانند بلکه دفن می‌نمایند. در کیش زرتشتی، مذهبی که قبل از اسلام در ایران رایج بوده نیز مرده‌ها را نمی‌سوزاندند. آئین مهر پرستی، یک مذهب شرقی است که پیروانش آفتاب را پرستش می‌کردند و در سال 1400 ق.م در بین النهرین گسترش یافته بود، سوزاندان مرده در آن زمان یک عمل عمومی بوده، بدین جهت ظروف خاکستر مرده مورد نیاز بوده است.

منابع:
-    بیتس، دانیل، پلاگ، فرد،1382، انسان شناسی فرهنگی، ترجمه محسن ثلاثی، انتشارات علمی
-    لاهیجی، شهلا، کار، مهرانگیز، 1371، شناخت هویت زن ایرانی، تهران، انتشارات روشنگران
-    پرادار، ایدت، 1383، هنر ایران باستان، ترجمه یوسف مجید زاده، تهران، انتشارات دانشگاه تهران
-    رید، هربرت، 1379، معنی هنر، ترجمه نجف دریابندری، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی
-    توسلی، ناهید، 1381، «زن و اسطوره» ، در، مجله کتاب ماه هنر، مهر و آبان ص 68-60
-    مزداپور، کتایون، 1381، «زن، اسطوره وهنر در یک میزگرد»، در، مجله کتاب ماه هنر، مرداد و شهریور ص 14-1
-    سایت اینترنتی: دوربین.نت                                      www.doorbin.net
-    سایت اینترنتی: فرهنگ و هنر                           www.payambaloch.com
-    سایت اینترنتی: سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری سیستان و بلوچستان                                                           
-          www.chht-sb.ir    

: پایگاه انسان شناسی و فرهنگ

یکی از نقاشی های بسیار زیبا و با شکوه غار آلتامیرای اسپانیا . روی آن کلیک کنید تا بزرگتر دیده شود

 

تاکنون دربارهء نقاشی هایی که انسانهای پیش از تاریخ روی دیواره های غارها کشیده اند مطالبی را بطور پراکنده شنیده ایم . اما در اینجا حقایقی را پیرامون این نقاشی ها بطور مفید و مختصر می نویسم و ضمنا”  تصور می کنم که  دست کم برخی از این نکات برای نخستین بار به زبان فارسی در عالم اینترنت منتشر میشوند

در زمان پیش از تاریخ و حتی در دورانی که به دوران انسانهای غارنشین معروف شده است ، الزاما” همهء انسانها در غارها زندگی نمی کردند . دیگر آنکه همان انسانهای اندک غارنشین نیز همواره در غار زندگی نمی کردند بلکه صرفا” در فصولی مانند زمستان و یا برای گریز از برخی جانوران وحشی ، و بطور موقت ، به غارها پناه می بردند . بنابراین انسان همواره بوته زار نشین – و نه جنگل نشین! – بوده است و نخستین خانه های خود را هم در همان بوته زارها ساخت و نه در غارها

غارهایی که انسانهای ماقبل تاریخ در آنها نقاشی کشیده اند محل زندگی هیچ انسانی و حتی خود نقاشان آن نقاشی ها نبوده اند . آن انسانها صرفا” برای نقاشی کشیدن به غارهای مذکور می رفته اند . ضمنا” بسیاری از این نقاشی ها در واقع صرفا” رنگ آمیزی هستند . یعنی اینکه همهء آنچه که گفته میشود نقاشی های انسانهای نخستین در در غارها هستند در واقع نقاشی نیستند و به نوعی رنگ پاشی و رنگی کردن دیوار توسط کودکان امروزی شبیه هستند تا نقاشی

معروفترین نقاشی های انسانهای نخستین در غارها – یا غارنگاره های پیش از تاریخ – در غار لاسکائوکس ( لاسکوئه) فرانسه و آلتامیرا در اسپانیا قرار دارند . جالب اینجاست که هر دو غار و نقاشی هایشان بطور اتفاقی و توسط کودکان کشف شدند . استفاده از کربن چهارده ( که برای تشخیص قدمت اشایاء بکار می رود) در تعیین قدمت نقاشی های  این دو غار نشان می دهد که نگاره های دیوارهء غار لاسکائوکس هفده تا بیست هزار سال و نقاشی های غار آلتامیرا دو برابر آن  قدمت دارند . نقاشی دیگری که در غار گوگنای فرانسه یافت شده نیز بیش از ده هزار سال عمر دارد

بیشتر نقاشی هایی که انسانهای نخستین روی دیواره های غارها کشیده اند صحنه های شکار و حیوانات مورد علاقهء آنها را برای  نشان میدهند . این حیوانات جملگی بزرگ هستند ، از جمله : گاو ، گوزن ، اسب و ماموت . در نقاشی های انسانهای نخستین که درون غارها کشیده اند هیچ اثری از آسمان ، خورشید و ستارگان وجود ندارد . این نشان می دهد که انسانهای نخستین بجز شکار و حیواناتی که برای خوردن لازم داشتند ، به موضوع دیگری توجه نمی کردند و به کشف علت  پدیده هایی مانند شب و روز علاقه ای نداشتند . علیرغم اینکه تصور میشود مهمترین غذای آن انسانها میوه جات درختی بوده ، در غارنگاره ها هیچ اثری از درخت ها و میوه ها نیز دیده نمیشود

انسان شناسان و کارشناسان علوم مربوط به زندگی انسانهای ماقبل تاریخ تصور می کنند که نقاشی های یافت شده در غارهای مذکور به نوعی علت مذهبی داشته اند و ممکن است انسانهای نخستین به شکلی معتقد به ادیانی ابتدایی بوده اند و این نقاشی ها با باورهای آنها در ارتباط بوده است . به این ترتیب غارهایی که روی دیواره هایشان نقاشی یاقت شده است را به نوعی پرستشگاه می دانند . اما در مقابل ، برخی دیگر از دانشمندان این نظریه را رد می کنند و معتقدند که دین و اتقاد به قدرت های موهوم یا ماوراء الطبیعه هزاران سال بعد در میان انسانها پدیدار شد

در غار پرگوست – واقع در فرانسه – برای رسیدن به دیوارهایی که انسانهای نخستین روی آن نقاشی کرده اند ، باید بطور خمیده و بروی چهار دست و پا و حتی سینه خیز ، از یکصد و پنجاه سوراخ و معبر مختلف در دالانهای تو در توی یک غار عجیب و تاریک گذر کرد تا به نقطه ای که انسانهای ماقبل تاریخی در آن نقاشی می کرده اند رسید . نقاشی های غار پرگوست چهارده هزار سال قدمت دارند و معلوم نیست که انسانهای نخستین در آن دوران چگونه  و با چه نیتی خودشان را به چنان نقطه ای می رسانده اند؟

در غار نرجا واقع در اسپانیا که نقاشی های انسانهای نخستین بروی دیواره هایش کشف شده اند ، دانشمندان متوجه شدند که در گوشه ای از آن غار و روی بخشی از دیوارها و سنگچین ها جای صربات سنگ باقی مانده است اما کسی نمی دانست که چرا انسانهای اولیه به آن قسمتهای خاص از دیوار سنگ می کوبیده اند . وقتی دانشمندان سنگی را برداشتند و جای همان کوبش ها زدند ، صدایی که برخاست شبیه به صدای ساز زیلوفون بود . زیلوفون همان سازی است که به سنتور شباهت دارد و کودکان با وسیله ای روی ردیفی از چوبها یا نوارهای باریک فلزی آن می زنند . خلاصه اینکه مشخص شد انسانهای ماقبل تاریخ اروپا که در غارها  نقاشی می کشیده اند ،  اهل موسیقی هم بوده اند و از شنیدن صدای خوش لذت می برده اند

جدای از غار نگاره های اروپا ، در یکی از غارهای منطقهء آرندلمند استرالیا نیز نقاشی و در واقع نوعی رنگ پاشی روی دیوارهء غاری پیدا شده است که بیش از پنجاه هزار سال قدمت دارد . جالب اینجاست که بومیان استرالیا – معروف به آبورجین ها – هنوز هم عاشق رنگ پاشیدن بروی صخره ها و نقاشی کردن بروی سنگهای کوهها هستند

غار آلتامیرای اسپانیا - پادشاه و شهبانوی آن کشور در حال بازدید از نقاشی های انسانهای نخستین هستند . برای زیباتر و بزرگتر دیدن عکس روی آن کلیک کنید

نقاشی های باشکوه انسانهای نخستین در دست کم بیست هزار سال پیش ، درون غار لاسکائوکس فرانسه .  هنوز کسی نمی داند انسانهای ماقبل تاریخ  چگونه و با چه ابزار و وسایلی توانسته بودند در تاریکی این غارهای تو در تو ، با این دقت و زیبایی و ظرافت یک چنین آثاری را خلق کنند؟ روی این عکس کلیک کنید تا متوجه شکوه و عظمت این نقاشی  ها شوید

ستاره شناسی باستانی

مردمان اولیه از آسمان به عنوان قطب نما، ساعت و تقویم استفاده می کردند. طلوع و غروب خورشید به ترتیب نمایانگر شرق و غرب بودند. صورتهای کره ماه، یک ماه را معین می نمود و ماه به همراه حرکت سالانه خورشید در آسمان تقویم را پدید آورند. با شروع تبادلات تجاری میان فرهنگها، موقعیت ستارگان برای راهنمایی دریانوردان به کار گرفته شد.
 

      ستاره شناسی ما قبل تاریخ       


آثار مشاهدات آسمان حتی از دوران ما قبل تاریخ، یعنی قبل از آغاز ثبت رخدادها، بر جای مانده است. تصور می شود که سنگهای قائم یافته شده در برخی از نقاط اروپا اولین رصدخانه ها باشند و این سنگها برای نشان دادن موقعیت خورشید و ماه در برخی از اوقات سال، نظیر اعتدالین، چیده و مرتب شده اند. احتمالا مراسم مذهبی در این روزها برگزار می شد، هر چند که کاربرد دقیق سنگها به درستی معلوم نیست.
می توان نمونه برجسته سنگهای قائم ماقبل تاریخ را در استون هنج انگلیس یافت. این سنگها حول دایره ای چیده شده اند و ظاهرا بین سالهای 2200 و 1600 قبل از میلاد برپا شده اند. خیابانی دراز به محلی منتهی می شود که خورشید به هنگام رسیدن به بالاترین نقطه آسمان (انقلاب تابستانی)، در روز به آنجا می رسد. از دیر باز استون هنج با مراسم بت پرستی آمیخته بوده است و هنوز آیینهای گرامیداشت انقلاب تابستانی در آنجا برگزار می شوند.
اغلب، اختر شناسی اولین علم محسوب می شود. تقریبا همه تمدن های پیشین حرکات اجرام سماوی را مطالعه می کردند و از اندوخته دانش شان برای تعیین زمان، تجارب و نظم دادن به زندگی روزمره بهره می گرفتند. این اولین کوشش برای درک نیروهای طبیعی و مهار آنها به سود بشر بود.
 

انسانهای شکارچی و گیاه چین


انسانهای نخستین باشکار و جمع آوری گیاهان امرار معاش می کردند. اگر چه بقایای اندکی از این جوامع باستانی بر جای مانده، ولی بی تردید آنها بازگشت ادواری فصول و الگوهای نامتغیر ستارگان را مشاهده کرده اند. به عنوان مثال، استخوانهایی که در آفریقا کشف شده، نقوشی را نشان می دهند که ظاهرا هلالهای ماه را در قالب تقویم جمع بندی کرده است.


 

انسانها تقریبا در 9 هزار سال قبل از میلاد در جوامع زراعی ساکن شدند. دو فرهنگی که در ابتدا پیدایش یافتند عبارت بودند از مصریان در آفریقا و بابلیان در در غرب آسیا، برای هر دو تعیین زمان جهت سازماندهی به زندگی مذهبی و اقتصادی ضروری بود و آنها با حرکات ماه و خورشید تقویم ابداع کردند. این تقویم ها بر پایه سال شمسی یا سال قمری استوار بودند. سال شمسی مدت زمانی است که زمین بدور خورشید می گردد یعنی 365 روز و یک چهارم روز.

        اعتقادات بابلیان      


بابلیان تقویم شان را از روی رصد ماه که چرخه اش 5/29 روز طول می کشد، ابداع کردند. تقویم های بابلی که احتمالا نخستین بار در سال 3 هزار قبل از میلاد پدید آمدند، بر اساس 12 ماه قمری بودند. بعد از هر دوره 29 روزه، دوره ای 30 روزه قرار داشت در نتیجه سال قمری 354 روز بود. برای مساوی نمودن سال قمری و شمسی، که تغییر فصول را کنترل می کرد هر چند سال یکبار چند ماه دیگر به تقویم اضافه می شد.

بابلیان معتقد بودند که خدایان، خورشید، ماه، سیارات و ستارگان را در آسمان قرار داده اند و به دقت بر آنها نظارت می کنند. آنها دریافتند که سیارات در پهنه معینی از آسمان حرکت می کنند که به برج فلکی معروفند و الگوهای ستارگان این پهنه را به صور فلکی تقسیم نمودند. آنها همچنین مشاهدات خود را از کسوفها، شهابها، ستارگان دنباله دار ثبت کردند.
 

              مصریان              


مصریان باستان توجه اندکی به حرکات سیارات داشتند واز ستاره شناسی تنها برای تعیین زمان استفاده می کردند. آنها اولین مردمانی بودند که تقویمی مبتنی بر سال شمسی ابداع نمودند. آن سال با طغیان رود نیل آغاز می شد که رخدادی سالیانه بود و برای جوامع زراعی مجاور کرانه اش اهمیتی حیاتی داشت. این طغیان با طلوع صبحدم ستاره شعرای یمانی، درخشانترین ستاره آسمان، مقارن بود.
 

       چینی ها    


قدمت اختر شناسی چینی به 4 هزار سال قبل از میلاد باز می گردد، و چینی ها متقاعد شدند که حرکات خورشید، ماه و سیارات راهنمای پیش گویی آینده هستند. آنها بدقت آسمان را رصد نمودند وامروزه یادداشتهای آنها درباره ستارگان دنباله دار و ابرنواخترها برای اخترشناسان کاربرد قابل ملاحظه ای دارد. آنها توجه خاصی به کسوف مبذول داشتند و می پنداشتند که بد یمن است. آنها تصور می نمودند که کسوف بر اثر خورده شدن خورشید توسط اژدها ایجاد می شود و در خلال کسوف به خیابانها می ریختند تا با کوبیدن قابلمه و ماهی تابه آن جانور را فراری بدهند.

             تمدن مایا              


مایایی ها که در خلال سالهای 2 هزار قبل از میلاد و 900 میلادی ساکن آمریکای جنوبی بودند، معتقد بودند که سیارات و ستارگان خدایانند. آنها برای رصد حرکات متغیر اجرام سماوی اهرامی بنا نهادند و تقویم شمسی دقیقی وضع نمودند. آنها همچنین با محاسباتی وقوع خسوف و کسوف را پیش بینی می کردند.
 


 

انسانهای اولیه



انسانهای اولیه



مطابق یک فرضیه علمی معاصر، سیر تکاملی نخستین میمونهای انسان نما (اجداد انسان) در حدود 4 میلیون سال پیش در آفریقا آغاز گردید. سپس ، میل دگرخواهی مهاجرت این میمونهای انسان نما را به آسیا و اروپا جایی که آنها تکامل خود را ادامه دادند ، منتقل نمودند آنهایی که در آفریقا باقی ماندند به روند تکامل خود ادامه دادند و به صورت انسانهای امروزی در آمدند و سرانجام آنها به همه نقاط جهان مهاجرت کردند و جای همه میمونهای انسان نمای اولیهhominids را گرفتند.

img/daneshnameh_up/4/48/Ensanhaye_avalieh.jpg
سازگاری یافتن با آب و هوای سرد

توانایی هومونید ها، میمون های انسان نما، در ساختن ابزار،
شکار جانوران و جمع آوری غذا این موجودات را
قادر ساخت تا بر سراسر جهان مسلط شوند.




مردم در حدود 40000 سال پیش برای اولین بار وارد استرالیا شدند. تا قبل از 30000 سال پیش آنها در سراسر قاره پراکنده شده بودند و از سرزمینهای خطر ناک عبور کرده بودند چنین مهاجرتی در آن زمان می توانست همانند سفر بشر به کره ماه در قرن بیستم ، اهمیت داشته باشد.

تغییر سطح آب دریاها


در بیشتر 5/1 میلیون سال گذشته ، زمانی که سطح آب دریاها در دوران یخبندان، پایین بود ، استرالیا از طریق خشکی به جزایر گینه نو و تاسمانی، متصل بود. اما حتی هنگامی که سطح آب دریاها در پایین ترین حد خود قرار داشت ، هیچ گذر گاه زمینی که خاک استرالیا را به قاره آسیا وصل کند، وجود نداشت. این به آن معنی است که مردم از راه دریا و پیمودن حداقل 90 کیلو متر (56 مایل) در آبهای آزاد، وارد استرالیا شدند.

اولین مهاجران


به طور دقیق مشخص نیست که اولین مهاجران از کجا آمدند و در کجا ساکن شدند. تحتمال می رود مردمی که در طول سواحل جزیره هایی مثل Timor تیمور ، زندگی می کردند، دارای قایقهایی بودند که برای سفر در طول سواحل و دیدن جزایر نزدیک، آنها را مورد استفاده قرار می دادند .

سفر از راه دریا


در فصول بارانی، بادهای موسمی شمال غربی به همراه امواج و جریانهای دریایی، می توانستند یک کلک یا ناوگانی از کلکها را به آسانی در امتداد خط افق به حرکت درآورند و ظرف مدت یک هفته ، به سواحل شمالی استرالیا برسانند. تعداد مناسبی از انسانها بطور تصادفی یا از روی طرح و نقشه قبلی، توانستند خود را به آنجا برسانند و زنده بمانند و نسل جدیدی بوجود بیاورند.

خلق یک فرهنگ


از آنجایی که استرالیا برای مدت طولانی با جهان خارج ارتباطی نداشت، دارای مجموعه ای منحصر بفرد از گیاهان و حیوانات بود که برای افراد تازه واردها بسیار نا آشنا می نمود تازه واردان برای هماهنگی با محیط جدید و شرایط جوی متغیر دوران یخبندان ، ابزارهای جدید ساختند. آنها ، با ساختن بعضی از قدیمی ترین آثار هنری در جهان کنده کاری های برجسته بر روی صخره های پانارامیتی، واقع در جنوب استرالیا یک فرهنگ جالب توجه و پیچیده را خلق کردند. این مردم همچنین جزو اولین اقوامی بودند که مردگان خود را می سوزانند، و این امر نشان می دهد که آنها دارای اعتقادات مذهبی بودند.

تکامل انسان


باستان شناسان می توانند درباره تکامل انسان با مطالعه باقیمانده اسکلت های انسانهای نخستین، مطالب زیادی را کشف کنند انسان در طول سیر تکاملی خود، به تدریج دارای جمجمه های بزرگتری شد. فک ها و دندان ها کوچکتر شدند و این به خاطر تغییر برنامه غذایی انسان بود.


img/daneshnameh_up/e/ea/Ensanhaye_avalieh1.jpg
جمجمه هوموایرکتوس با جمجمه
انسان اموروزی تفاوت بسیار دارد .




1000000 سال پیش

قدمت فسیلهای باقی مانده از نئاندر تالها که در اروپا ، خاورمیانه ، شمال آفریقا و آسیا پیدا شده اند به این تاریخ باز می گردد. انسان نئاندرتال با هیکل کوتاه ، ستبر و نیرومندش دارای مغز بزرگی به اندازه 450/1 سی سی بود. او مانند انسان امروزی راه می رفت و در غار ها زندگی می کرد. و ابزارهای سنگی و نیزه های چوبی استفاده می کرد و احتمالاٌ مردگان خود را دفن می کرد ( امروزه، نسل نئاندرتال نه به عنوان نیای بشر امروزی، بلکه تنها به عنوان یکی از اعقاب هومو ایر کتوس شناخته می شود ). نخستین شواهد دال بر پیدایش بشر امروزی هوموساپینزساپینز (انسان هوشمند) ، به این زمان باز می گردد . هوموساپینز ساپینز در آفریقا همزمان با انسان نئاندر تال خاور میانه ، زندگی می کرد اولین آثار هنری از این دوره باقی مانده است .

45000-35000 سال قبل

انسان امروزی به اروپا قدم می گذارد .

40000 سال پیش

انسان امروزی به استرالیا قدم می گذارد.

35000 سال پیش

طبق مدارک باستانشناسی، انسان نئاندرتال در این تاریخ از روی کره زمین ، محو می گردد .

15000 سال پیش

انسان امروزی در آمریکای شمالی حضور دارد.

(م-س-پ یعنی یک میلیون سال پیش)

106 م.س.پ 404 م.س.پ

شواهدی دال بر وجود استرالو پیته کوس ( میمون جنوبی) در جنوب و شرق آفریقا به دست آمده است استرالوپیته کوس دارای دو گونه مشخص- یکی با جثه ای لاغر و سبک و دیگری درشت اندام و سنگین وزن – می باشد هر دوی آنها دارای مغزی کوچک شبیه به مغز میمون، هستند هر دو گونه احتمالاٌ می توانند بر روی دو پایشان باایستند و را بروند استرالوپیته کوس همچنین ابزارهای سنگی ابتدایی می سازند.

2 م.س.پ – 5/1 م.س.پ

شواهدی مبنی بر وجود هوموهبیلی (انسان چالاک ) در نواحی جنوبی صحرای شمال آفریقا به دست آمده است هوموهبیلی ها دارای مغزی بزرگ با حجمی در حدود 500 تا 800 سی سی ( سانتیمتر مکعب ) و دندانهایی نسبتاٌ کوچک هستند این موجودات که نخستین ابزار ساز واقعی محسوب می گردد قادر است دستهای خود اشیا را بدقت جا به جا کند و بخوبی روی دو پایش باستد و راه برود.

106 م.س.پ -250000 سال پیش

در این زمان هوموایرکتوس (انسان راست قامت)احتمالاٌ در جاوه ، چین و و نواحی شرقی و شمالی آفریقا و همچنین در اروپا زندگی می کرده است او یک ابزار ساز ماهر و دارای مغزی به بزرگی 1000 سی سی ( سانتیمتر مکعب) بوده ، که مستقیم و روی دو پا راه می رفته در غارها زندگی می کرده حیوانات را شکار می کرده و به آتش تسلط پیدا کرده بود امروزه اعتقاد بر آن است که هوموایرکتوس اجداد مستقیم بشر امروزی و یا انسان نئاندرتال ، بوده اند.

دکتر محمد مصدق

 

دکتر محمد مصدق مردی بلند آوازه برای همه استعمار ستیزان در طی 50 سال گذشته بوده است همه میهن پرستان کشورهای مورد تهاجم کشورهای شوم و پلید اروپایی و آمریکا راه مصدق را برای گرفتن و احقاق حقوق خویش دنبال کردند . او میهن پرستی پاک بود برای همین نامش جاودان مانده و بر دلهای مردم ایران فرمانروایی می کند و دیدیم که مخالفین داخلی اش چه سیه روز و گم نام شدند به قول ارد بزرگ اندیشمند میهن پرست کشورمان در کتاب سرخ : آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد . دکتر مصدق که از مردان معروف سیاسی ایران بود، در سال 1261 در شهر تهران پای به عرصه وجود نهاد. او که پدرش میرزا هدایت نام داشت، تحصیلات اولیه خود را در شهر تهران به اتمام رسانید. سپس برای ادامه و پیگیری تحصیلات عالیه در سال 1287به پاریس سفر نمود. او در این شهر توانست دوره مدرسه علوم سیاسی را به اتمام رساند. وی که برای کسب مدرک دکتری در رشته حقوق وارد دانشگاه نوشاتل سویس گردید و پس از گرفتن مدرک و اتمام تحصیلات به ایران بازگشت.

http://www.mossadeq.com/languages/farsi/63mossadeghahmadabad.jpg

تقدیر و سرنوشت دکتر مصدق این بود که در ایران به تمام پستها و مشاغل حساسی که یک شخص سیاسی می تواند برسد، دست یابد. دکتر در ابتدای کار چون با بعضی مسائل در ایران، به ویژه قرار داد سال 1919 میلادی با انگلیس مخالف بود، تصمیم داشت دوباره به سویس بازگردد، ولی کابینه مشیرالدوله برای تصدی مقام وزارت دادگستری از وی دعوت به عمل آورد و این شروع کار بود. وی در پاییز سال 1299 به حکومت فارس منصوب گردید و سال 1300 به وزارت دارائی رسید. دکتر بعد از این سمت، در سال 1301 نیز در آذربایجان به مشاغل دولتی سطح بالا رسیده و مدتی بعد به دلیل مخالفت با حکومت مرکزی از این سمت استعفا داد. سال بعد وزیر امور خارجه ایران شد و در سال 1303 که با دوره پنجم قانون گذاری بود، به نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای ملی انتخاب شد.همین طور در دوره ششم نیز دوباره به این سمت دست یافت. بعد از اتمام دوره ششم به دلیل دخالت دولت در انتخابات مجلس، از سیاست کناره گیری نمود. دکتر مصدق بارها از سوی دولت و حکومت به زندان افتاد و یا تبعید شد. یکی از دفعاتی که ایشان را دستگیر نمودند، بعد از کناره گیری از سیاست در چهارم تیر سال 1319 بود، که به بیرجند اعزام شد و تا ماه آذر همان سال در زندان بود و دوباره به احمدآباد تبعید شد. دکتر در دوره های چهاردهم و شانزدهم همچنان از طرف مردم تهران به عنوان نماینده انتخابی و مردمی به مجلس رفت و در این زمان بود که برای احقاق حقوق مردم ایران به تشکیل جبهه ملی اقدام کرده تا بتواند در راه مبارزه برای ملی کردن صنعت نفت ایران گامهای مثمر ثمرتری را بردارد و عاقبت موفق گردید در روز 29 اسفند 1329 قانون ملی شدن صنعت نفت را از تصویب مجلس سنا گذرانده و در اردیبهشت سال 1330 برای به ثمر رساندن این قانون و نظارت هرچه بهتر بر انجام امور، مقام نخست وزیری ایران را قبول نمود.

وی بعدها با اینکه مجلس هفدهم به نخست وزیری دکتر رای داده بود، به دلیل اختلاف با محمد رضا پهلوی از تشکیل دولت جدید سر باز زد و شاه قوام السلطنه را به نخست وزیری انتخاب نمود. در این زمان قیام سی تیر اتفاق افتاد و در آن روز تمام مردم حمایت خود را از دکتر مصدق ثابت نمودند. اما این پایان کار نبود و دکتر به همکاران خود با کودتای سازمان سیا مواجه شد و در دادگاه نظامی به سه سال زندان محکوم شد. در شهریور 1335 به احمد آباد تبعید گردید. به دلیل بیماری در بیمارستان نجمیه تهران بستری گردید و عاقبت در سحرگاه 14 اسفند 1346 وفات یافت. با اینکه وصیت کرده بود تا در گورستان شهدای 30 تیر دفن شود، اما جسد او به خانه خودش در احمد آباد منتقل و در همان مکان دفن گردید.

دکتر محمد مصدق در سال 1261 هجري شمسي در تهران، در يک خانواده اشرافي بدنيا آمد. پدر او ميرزا هدايت الله معروف به " وزير دفتر " از رجال عصر ناصري و مادرش ملک تاج خانم ( نجم السلطنه ) فرزند عبدالمجيد ميرزا فرمانفرما و نوهً عباس ميرزا وليعهد و نايت السلطنه ايران بود. ميرزا هدايت الله که مدت مديدي در سمت " رئيس دفتر استيفاء " امور مربوط به وزارت ماليه را در زمان سلطنت ناصرالدين شاه به عهده داشت، لقب مستوفي الممالکي را بعد از پسر عمويش ميرزا يوسف مستوفي الممالک از آن خود مي دانست، ولي ميرزا يوسف در زمان حيات خود لقب مستوفي الممالک را براي پسر خردسالش ميرزا حسن گرفت و ميرزا هدايت الله بعنوان اعتراض از سمت خود استعفا نمود. بعد از مرگ ميرزا يوسف، ناصرالدين شاه ميرزا هدايت الله را به کفالت امور ماليه و سرپرستي ميرزا حسن منصوب کرد.

ميرزا هدايت الله سه پسر داشت که محمد کوچکترين آنها بود. هنگام مرگ ميرزا هدايت الله در سال 1271 شمسي محمد ده ساله بود، ولي ناصرالدين شاه علاوه بر اعطاي شغل و لقب ميرزا هدايت الله به پسر ارشد او ميرزا حسين خان، به دو پسر ديگر او هم القابي داد، و محمد را " مصدق السلطنه " ناميد. دکتر مصدق در خاطرات خود از دوران کودکيش مي نويسد: " چون مادرم پس از فوت پدر با برادرم ميرزا حسين وزير دفتر اختلاف پيدا کرد، با ميرزا فضل الله خان وکيل الملک منشي باشي وليعهد ( مظفرالدين شاه ) ازدواج نمود و مرا هم با خود به تبريز برد. در آن موقع من در حدود دوازده سال داشتم ... "

محمد خان مصدق السلطنه پس از اتمام تحصيلات مقدماتي در تبريز همراه پدر خوانده اش، که بعد از جلوس مظفرالدين شاه بر تخت سلطنت به سمت منشي مخصوص شاه تعيين شده بود، به تهران آمد.

مصدق السلطنه با وجود سن کم در نخستين سالهاي خدمت در مقام مستوفي گري خراسان کاملا در کار خود مسلط شد و توجه و علاقه عموم را به طرف خود جلب نمود. در باره خدمات او در خراسان افضل الملک در کتاب افضل التواريخ چنين مي نويسد: " ميرزا محمد خان مصدق السلطنه را امروز از طرف شغل مستوفي و محاسب خراسان گويند، ليکن رتبه و حسب و نسب و استعدا و هوش و فضل و حسابداني اين طفل يک شبه ره صد ساله مي رود. اين جوان بقدري آداب دان و قاعده پرداز است که هيچ مزيدي بر آن متصور نيست. گفتار و رفتار و پذيرائي و احتراماتش در حق مردم به طوري است که خود او از متانت و بزرگي خارج نمي شود، ولي بدون تزوير و ريا با کمال خفض جناح کمال ادب را درباره مردمان بجاي مي آورد و نهايت مرتبه انسانيت و خوش خلقي و تواضع را سرمشق خود قرار داده است".

مصدق السلطنه بعد از مراجعت به تهران در اولين انتخابات دوره مشروطيت نامزد وکالت شد. او به نمايندگي از طبقه اعيان و اشراف اصفهان در اولين دوره تقنينيه انتخاب گرديد؛ ولي اعتبار نامه او بدليل اين که سن او به سي سال تمام نرسيده بود رد شد.

مصدق السلطنه در سال 1287 شمسي براي ادامه تحصيلات خود به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصيل در مدرسه علوم سياسي پاريس به سويس رفت و در اين مرحله به اخذ درجه دکتراي حقوق نائل آمد. مراجعت مصدق به ايران با آغاز جنگ جهاني اول مصادف بود. بعد از مراجعت به ايران مصدق السلطنه با سوابقي که در امور ماليه و مستوفي گري خراسان داشت به خدمت در وزارت ماليه دعوت شد.  دکتر مصدق قريب چهارده ماه در کابينه هاي مختلف اين سمت را حفظ مي کند تا اينکه سرانجام در حکومت صمصام السلطنه به علت اختلاف با وزير وقت ماليه ( مشار الملک ) از معاونت وزارت ماليه استعفا مي دهد و هنگام تشکيل کابينه دوم وثوق الدوله مجدداً عازم اروپا مي شود.

دکتر مصدق در خاطرات خود از دوران اقامت در سويس که آنرا " وطن ثانوي " خود مي خواند مي نويسد: " در آنجا بودم که قرارداد وثوق الدوله بين ايران و انگليس منعقد گرديد.... تصميم گرفتم در سويس اقامت کنم و به کار تجارت پردازم. مقدار قليلي هم کالا که در ايران کمياب شده بود خريده و به ايران فرستادم؛ و بعد چنين صلاح ديدم که با پسر و دختر بزرگم که ده سال بود وطن خود را نديده بودند به ايران بيايم و بعد از تصفيه کارهايم از ايران مهاجرت نمايم. اين بود که همان راهي که رفته بودم به قصد مراجعت به ايران حرکت نمودم..."  دکتر مصدق سپس شرح مفصلي از جريان مسافرت خود از طريق قفقاز به ايران داده و از آن جمله مي نويسد چون کمونيستها بر اين منطقه مسلط شده بودند، به او توصيه کرده بودند که دستهايش را با دوده سياه کند تا کسي او را سرمايه دار نداند! دکتر مصدق اضافه مي کند " به دستور ژنران قنسول ايران در تفليس اتومبيلي تهيه نمودند که با پرداخت چهل هزار مناتت مرا به پتروسکي برساند و از آنجا از طريق دريا وارد مشهد سر ( بابلسر فعلي ) شويم. ولي چند ساعتي قبل از حرکت خبر رسيد که کمونيستها دربند را تصرف کرده اند که از اين طريق نيز مايوس شدم  و چون ناامني در تفليس رو به شدت مي گذاشت از همان خطي که آمده بودم به سويس مراجعت کردم."

بعد از مراجعت دکتر مصدق به سويس، مشيرالدوله که به جاي وثوق الدوله به نخست وزيري انتخاب شده بود، تلگرافي بعنوان مصدق السلطنه به سويس فرستاد و او را براي تصدي وزارت عدليه به ايران دعوت کرد. دکتر مصدق تصميم گرفت از راه بنادر جنوب به ايران مراجعت کند.

در مراجعت دکتر مصدق به ايران از طريق بندر بوشهر، پس از ورود به شيراز بر حسب تقاضاي محترمين فارس و واليگري ( استانداري ) فارس منصوب شد و تا کودتاي سوم اسفند 1299 در اين مقام ماند و براي ايجاد امنيت و جلوگيري از تعدي قدمهاي موثري برداشت.

با وقوع کودتاي سيد ضيا و رضا خان، دکتر مصدق تنها شخصيت سياسي ايران بود که دولت کودتا را به رسميت نشناخت و از مقام خود مستعفي گشت. پس از استعفا از فارس عازم تهران شد. ولي بنا به دعوت سران بختياري به آن ديار رفت تا کابينه سيد ضيا پس از 100 روز ساقط گرديد.

با سقوط کابينه ضيا، وقتي قوام السلطنه به نخست وزيري رسيد، دکتر مصدق را به وزارت ماليه ( دارائي ) انتخاب نمود که با قبول شرايطي همکاري خود را با دولت جديد پذيرفت.

با سقوط دوت قوام السلطنه و روي کار آمدن مجدد مشيرالدوله وقتي از مصدق خواسته شد که با سمت والي آذربايجان با دوت همکاري کند، با اين شرط که ارتشيان تحت امر او در منطقه باشند، قبول کرد. از اواخر بهمن 1300 با اواسط سال 1301 اين ماموريت را پذيرفت، ولي در اواخر کار بخاطر سرپيچي فرمانده قشون آذربايجان از اوامرش بدستور رضا خان سردار سپه، وزير جنگ وقت، از اين سمت مستعفي گشت و به تهران مراجعت کرد.

در خرداد ماه 1302 دکتر مصدق در کابينه مشيرالدوله به سمت وزير خارجه انتخاب شد و با خواسته انگليسيها براي دو مليون ليره که مدعي بودند براي ايجاد پليس جنوب خرج کرده اند بشدت مخالفت نمود و آب پاکي را بر دست وزير مختار انگلستان ريخت.

پس از استعفاي مشيرالدوله، سردار سپه به نخست وزيري رسيد و دکتر مصدق از همکاري با اين دولت خودداري ورزيد.

دکتر مصق در دوره پنجم و ششم مجلس شواري ملي به وکالت مردم تهران انتخاب و در همين زمان که با صحنه سازي سلطنت خاندان قاجار منقرض و رضا خان سردار سپه و نخست وزير فعلي به مقام پادشاهي رسيد، او قاطعانه با اين انتخاب به مخالفت برخاست. زمانيکه عمر مجلس ششم به پايان رسيد و رضا شاه با ديکتاتوري مطلق فاتحه حکومت مشروطه و دمکراسي را خواند، دکتر مصدق طي ساليان دراز خانه نشين شد و در اواخر سلطنت پهلوي اول که همه رجال سابق يا از بين رفته بودند و يا دست بيعت به حکومت داده بودند، مصدق به زندان افتاد ولي پس از چند ماه آزاد شد و تحت نظر در ملک خود در احمد آباد مجبور به سکوت شد. رضا شاه در سال 1320 پس از اشغال ايران بوسيله قواي روس و انگليس، از سلطنت برکنار گشت و به آفريقاي جنوبي تبعيد گشت و دکتر مصدق به تهران برگشت.

دکتر مصدق در انتخابات شور انگيز دوره 12 مجلس که پس از سقوط رضا شاه انجام شد، بار ديگر در مقام وکيل اول تهران قدم به مجلس نهاد و مورد تجليل تمام ملت ايران قرار گرفت.

در انتخابات دوره 15 مجلس بخاطر مداخلات نامشروع قوام السلطنه ( نخست وزير ) و شاه مانع شدند تا دکتر مصدق قدم بمجلس بگذارد و انگليسيها بتوانند قرارداد تحميلي سال 1933 دوره رضا شاه را که بمدت 60 سال حقوق ملت ايران را از نفت جنوب ضايع مي ساخت، در دولت ساعد مراغه اي تنفيذ سازند. خوشبختانه بر اثر فشار افکار عمومي مقصود انگليسيها تامين نشد و عمر مجلس پانزدهم  سر رسيد. در همين دوران بود که دکتر مصدق و همراهان وي اقدام به پايه گذاري جبههً ملي ايران را نمودند ( 1328 ).

بر خلاف انتظار انگليسي ها، در انتخابات مجلس 16 با همه تقلبات و حمايت شاه و دربار صندوقهاي ساختگي آرا تهران باطل شد و هژير وزير دربار دست نشانده والاحضرت اشرف بقتل رسيد و در نوبت دوم انتخابات، دکتر مصدق و گروهي از يارانش که هنوز دو سه نفري از آنها راه خيانت در پيش نگرفته بودند، بمجلس راه يافتند؛ که در همين مجلس پس از کشته شدن سپهبد رزم آرا، طرح ملي شدن صنايع نفت جنوب به رهبري دکتر مصدق تصويب شد و اندکي بعد در شور و اشتياق عمومي دکتر مصدق به نخست وزيري رسيد تا قانون ملي شدن صنعت نفت را به اجرا در آورد.

در ارديبهشت ماه سال 1330 دکتر مصدق با تکيه به راي اعتماد اکثر نمايندگان مجلس به نخست وزيري رسيد. نخستين اقدام دکتر مصدق پس از معرفي کابينه، اجراي طرح ملي شدن صنعت نفت بود.

بدنبال شکايت دولت انگليس از دولت ايران و طرح شکايت مزبور در شوراي امنيت سازمان ملل، دکتر مصدق عازم نيويورک شد و به دفاع از حقوق ايران پرداخت. سپس به دادگاه لاهه رفت و در احقاق حق ملت ايران به پيروزي دست يافت. در بازگشت به ايران سفري نيز به مصر کرد و در آنجا مورد استقبال پر شکوه ملت مصر قرار گرفت.

انتخابات دروه هفدهم مجلس بخاطر دخالتهاي ارتشيان و دربار به تشنج کشيد و کار بجايي رسيد که پس از انتخاب 80 نماينده، دکتر مصدق دستور توقف انتخابات حوزه هاي باقي مانده را صادر کرد.

دکتر مصدق برا ي جلوگيري از کارشکنيهاي ارتش درخواست انتقال وزارت جنگ به دولت را از شاه نمود. که اين درخواست از طرف شاه رد شد. به همين دليل دکتر مصدق در 25 تيرماه 1331 در مقام نخست وزيري استعفا ميکند.

يکروز بعد، مجلس قوام السلطنه را به نخست وزيري انتخاب کرد و قوام السلطنه با صدور بيانيه شديد الحني نخست وزيري خود را اعلام نمود.

مردم ايران که از برکناري دکتر مصدق شديدا خشمگين بودند، در پي چهار روز تظاهرات و قيامهاي پيوسته در حمايت از دکتر مصدق، موفق به ساقط کردن دولت قوام گرديدند، و در 30 تير 1331 دکتر مصدق بار ديگر به مقام نخست وزيري ايران رسيد.

در روز 9 اسفند ماه 1331 دربار با کمک عده اي از روحانيون، افسران اخراجي و اراذل و اوباش تصميم به اجراي طرح توطئه اي بر عليه مصدق کردند تا او را از بين ببرند. نقشه از اين قرار بود که شاه در آن روز به عنوان سفر به اروپا از پايتخت خارج شود و اعلام دارد که اين خواسته دکتر مصدق است ( براي اطلاعات بيشتر لطفا به کتاب " خاطرات و تالمات دکتر مصدق" بقلم خود ايشان مراجعه کنيد). ارازل و اوباش نوکر دربار هم به بهانه جلوگيري از سفر شاه در مقابل کاخ شاه تظاهرات برپا کنند و هنگام خروج دکتر مصدق از دربار وي را بقتل برسانند. ولي از آنجائيکه مصدق از نقشه اطلاع يافت توانست جان سالم بدر برد و توطئه با شکست روبرو گشت.

سرتيپ افشار طوس رئيس وفادار شهرباني دکتر مصدق، بوسيله عمال دربار و افسران اخراجي به طرز وحشيانه اي بقتل رسيد.

بعلت اختلافات شديد مجلس با دولت دکتر مصدق، و بدنبال استعفاي بسياري از نمايندگان مجلس ،دولت اقدام به برگذاري همه پرسي در سطح کشور نمود تا مردم به انحلال يا عدم انحلال مجلس راي دهند. در اين همه پرسي که البته به خاطر همزمان نبودن زمان انتخابات در تهران و شهرستانها، و همچنين جدا بودن محل صندوقهاي مخالفان و موافقان انحلال مجلس مورد انتقاد بسياري از منتقدان قرار گرفت؛ در حدود دو ميليون ايراني به انحلال مجلس راي مثبت دادند و مجلس در روز 23 مرداد 1332 راسما انحلال يافت.

در روز 25 مرداد 1332 طبق نقشه اي که سازمانهاي جاسوسي آمريکا و انگليس براي براندازي دولت مصدق کشيده بودند، شاه دستور عزل دکتر مصدق را صادر نمود و رئيس گارد سلطنتي خويش، سرهنگ نصيري را موظف نمود تا با محاصره خانه نخست وزير فرمان را به وي تحويل دهد. همچنين نيروهايي از گارد سلطنتي مامور بازداشت عده اي از وزراي دکتر مصدق گشتند. ولي نيروهاي محافظ نخست وزيري با يک حرکت غافلگير کننده رئيس گارد سلطنتي و نيروهايش را خلع سلاح و بازداشت نمودند و نقشه کودتاي 25 مرداد به شکست انجاميد.

در روز 28 مرداد ماه 1332 دولتين آمريکا و انگليس با اجراي نقشه دقيقتري دست به کودتاي ديگري عليه دولت ملي دکتر مصدق زدند که اينبار باعث سقوط دلت مصدق گشت. در اين روز سازمان سيا با خريدن فتواي برخي از روحانيون و همچنين دادن پول به ارتشيان، اراذل و اوباش تهران آنها را به خيابانها کشانيد. بدليل خيانت رئيس شهرباني و بي توجهي رئيس ستاد ارتش دولت مصدق، کودتاچيان توانستند به آساني خود را به خانه دکتر مصدق برسانند و پس از چندين ساعت نبرد خونين گارد محافظ نخست وزيري را نابود کنند و خانه وي را پس از غارت کردن به آتش بکشانند. ولي دکتر مصدق موفق شد به همراه ياران خود از نردبان استفاده کند و به خانه همسايه پناه ببرد. در اين کودتا گروهي از ياران سابق دکتر مصدق نيز به بهانه مخالفت با مصدق با اجانب همکاري نمودند! همچنين شايان ذکر است که اعضاي حزب کمونيست توده که در روزهاي 26 و 27 مرداد به بهانه هواداري از دکتر مصدق دست به اغتشاشات مي زدند، در روز 28 مرداد هيچ عملي بر ضد کودتاي آمريکائيان انجام ندادند.

در روز 29 مرداد دکتر مصدق و يارانش خود را به حکومت کودتا به رهبري ژنرال زاهدي تسليم کردند.

در دادگاهي نظامي، دکتر مصدق با برملا کردن اسرار کودتاي 25 و 28 مرداد چهره کودتاچيان را نزد جهانيان رسوا ساخت. در پايان دادگاه وي را به 3 سال زندان محکوم کردند و پس از گذراندن 3 سال زندان، دکتر مصدق به ملک خود در احمد آباد تبعيد گشت و تا آخر عمر تحت نظارت شديد بود.

در سال 1342 همسر دکتر مصدق، خانم ضياالسلطنه، در سن 84 سالگي درگذشت و دکتر مصدق را بيش از پيش در غم فرو برد. حاصل ازدواج وي و دکتر مصدق 2 پسر و 3 دختر بود.

در 14 اسفند ماه 1345 دکتر محمد مصدق بدليل بيماري سرطان، در سن 84 سالگي دار فاني را وداع گفت. پيکر مطهر وي در يکي از اتاقهاي خانه اش در احمد آباد به خاک سپرده شد.

http://www.aviny.com/News/85/08/17/mosadegh.jpg

محمد مصدق و ملي شدن صنعت نفت

نويسنده : مرتضي هادوي

آغاز زندگي وجواني


محمد مصدق در سال ۱۲۶۱ هجري شمسي در تهران، در يک خانواده اشــرافي به دنيا آمد. پدرش ميرزا هـدايت‌الله معروف به «وزير دفتر» از بزرگمردان دوره‌ ناصري و مادرش ملک تاج خانم (نجم السلطنه) فــرزند عبــدالمجيد مـيرزا فرمانفرما و نوه عباس ميرزا وليعهد قاجار و نايب‌السلطنه ايران بود. هنگام مرگ ميـرزا هدايت‌الله در سال ۱۲۷۱ شمسي محمد ده ساله بود، و ناصــرالدين شاه علاوه بر اعـطاي شغل و لقب ميرزا هدايت‌الله به پســـر ارشد او ميرزا حسين خان، محمد را «مصدق‌السلطنه» ناميد.
محمد خان مصدق‌السلطنه پس از تحصيلات مقـدماتي در تبريز به تهران آمد، به مستوفي‌گري خراسان گمارده شد و با وجود سن کم در کار خـــود مسلط شد و توجه و علاقه عموم را جلب نمود. مصدق‌السلطنه در اولين انتخابات دوره مـجلس مشروطيت به نمايندگي از طبقه اعيان و اشراف اصفهان انتخاب شد ولــي اعتبارنامه او به ‌دليل سن او که به سي سال تمام نرسيده بود رد شد. مصدق‌السلطنه در سال ۱۲۸۷ شمسي براي ادامـه تحصيلات خود به فـــرانسه رفت و پس از خــاتمه تحصيل در مدرسه علوم سياسي پاريس به سويس رفت و به اخذ درجه دکتراي حقوق نائل آمد.

والي‌گري و وزارت

مـــــــراجعت مصدق به ايران با آغاز جنگ جهاني اول مصادف بود. مصدق‌السلطنه با سوابقي که درامورماليه و مستوفي‌گري خراسان داشت به خدمت در وزارت ماليه دعوت شد. قريب چهارده ماه در کـابينه‌هاي مختلف اين سمت را حفظ کرد. در حکومت صمصام السلطنه به علت اختلاف با وزيروقت ماليه(مشار الملک) از معاونت وزارت ماليه استعفا داد و هنگام تشکيل کـابينه دوم وثـــوق الــدوله عازم اروپا شــد. دراين دوران قرارداد ۱۹۱۹ به امضــاي وثوق‌الدوله رسيد ومخالفت گسترده آزادي‌خواهان ايراني با آن شروع شد.دکتر مصدق نيز در اروپا به انتشار نامه‌هاو مقاله‌هائي در مخالفت با اين قرارداد اقدام کرد. انـدکي بعد مشيرالدوله که به جاي وثوق الدوله به نخـســت وزيــري انتخاب شد، او را براي تصدي وزارت عدليه به ايران دعوت کرد.
در مــراجعت به ايران از طـــريق بندر بـــوشهر، پس از ورود به شيراز بــرحــسب تقاضاي محــترمين فـارس به واليگري (استانداري) فارس منصوب شد و تا کودتاي سوم اسفند ۱۲۹۹ در اين مقام ماند. پس از کــودتاي سيد ضياء و رضــاخــان، دکـتر مصــدق دولت کودتا را به رسميت نشناخت و از مقام خود مستعفی گشت. پس از استعفا از فـــارس عازم تهران شد ولی به دعوت سران بختیاری به آن دیار رفت.
با سقوط کابینه سید ضیاء، قوام السلطنه به نخست وزیری رسید و دکتر مـصدق را به وزارت مالیه (دارائی) انتخاب کرد. با سقوط دولت قــوام السلطنه و روی کار آمدن مجدد مشیرالـدوله از مصدق خواسته شد که والی آذربایجان شود. بخــاطـر سرپیچی فرمانده قشون آذربایجان از اوامرش بدستور رضـــــاخان سردار سپه، وزیر جنگ وقت، از این سمت مستعفی گشت و به تهران مراجعت کرد. در خرداد ماه ۱۳۰۲ دکتر مصدق در کابینه مشیرالدوله به سمت وزیر خــارجـه انتخاب شـد و با خـواسته انگلیسیها برای دو ملیون لیره که مــدعی بودند برای ایجاد پلیس جنوب خرج کرده‌اند بشدت مخالفت نمود.
پس از استعفای مشیرالدوله، ســردار سپه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق از همکاری با او خودداری کرد.

دوره رضاشاه

دکتر مصــدق در دوره پنجم و ششم مجـــلس شورای ملی به وکالت مردم تهران انتخاب شد. در همین زمان که با صحنه سازی سلطنت خاندان قاجار منقرض شد و رضا خان سردار سپه نخست وزیر وقت به شــاهی رسید، او با این انتخاب به مخالفت برخاست. با پایان مجلس ششم و آغاز دیکتاتوری رضــاشاه دکتر مصـــدق خانه نشین شد و در اواخر سلطنت رضاشاه پهلـوی به زندان افتاد ولی پس از چند ماه آزاد شد و تحت نظــــــر در ملک خود در احمد آباد مجبوربه سکوت شد. در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران بوسیله نیروهای شوروی و بریتانیا، رضا شاه از سلطنت برکنار و به افریقای جنوبی تبعید شد و دکتر مصدق به تهران برگشت. نهضت ملی‌شدن صنعت نفت ایران دکتر مصــــدق پس از شهـریور ۲۰ و سقوط رضاشاه در انتخابات دوره ۱۴ مجلس باردیگر درمقام وکیل اول تهران به نمایندگی مجلس انتخاب شد. در این مجلس برای مقابله با فشارشوروی برای گرفتن امتیاز نفت شمال ایران، او طرحی قانونی را به تصویب رساند که دولت از مذاکره درمورد امتیازنفت تا زمانی که نیروهای خارجی در ایران هستند منع می‌شد.
در انتخابات دوره ۱۵ مجلس با مداخلات قـــوام‌السلطنه (نخست وزیر) و شــاه و ارتش، دکتر مصدق نتوانست قدم به مجلس بگذارد. دراین دوره هدف عوامل وابسته به بریتانیا این بود که قرارداد سال ۱۹۳۳ دوره رضاشاه رابه دست دولت ساعد مراغه‌ای و با تصویب مجلس تنفیذ کنند.براثرفشار افکار عمومی مقصود انگلیسی‌ها تأمین نشد وعمرمجلس پانزدهم به‌سر رسید. در ۱۳۲۸ دکتر مصــدق و همـراهان وی اقدام به پایه گذاری جبهه ملی ایران کردند. گسترش فعالیت‌های سیاسی پس از شهریور ۱۳۲۰ سبب گسترش مبارزات مـردم و به ویژه توجه آنان به وضع قـرارداد نفت شده بود. دکتـــر مصــدق در مجلس و بیرون از آن این جنبش را که به «نهضت ملی شدن نفت» معروف شد، هدایت می‌کرد.

ملی شدن نفت و نخست وزیری

درانتخابات مجلس شانزدهم با همه تقلبات و مداخلات شاه و دربار، صندوقهای ساختگی آراء تهران باطل شد.عبدالحسین هژیر وزیر دربار بقتل رسید و در نوبت دوم انتخابات، دکتر مصدق به مجلس راه یافت.پس از کشته شدن نخست‌وزیر وقت سپهبد حاجیعلی رزم‌آرا، طرح ملی شدن صنایع نفت به رهبری دکتر مصـــدق در مجلس تصویب شد. پس از استعفای حسین علاء که بعد از رزم‌آرا نخست وزیر شده بود، در شورواشتیاق عمومی دکترمصدق به نخست وزیری رسید و برنامه خود را اصلاح قانون انتخابات و اجــرای قانون ملی شدن صنعت نفت اعلام کرد. پس از شکایت دولت انگلیس از دولت ایران وطرح این شکایت در شورای امنیت سازمان ملل،دکترمصدق عازم نیویورک شدوبه دفاع از حقوق ایران پرداخت. سپس به دادگاه لاهه رفت و با توضیحاتی که در موردقرارداد نفت وشیوه انعقادوتمدیدآن داد،دادگاه بین‌المللی خود را صـــالح به رسیدگـی به شکایت بریتانیا ندانست و مصدق در احقاق حق ملت ایران به پیروزی دست یافت. در راه بازگشت به ایــران به مصـر رفت و مورد استقبال پر شکوه ملت مصر قرار گرفت.


کشمکش با دربار و مخالفان

انتخابات دوره هـفدهم مجـلـس بخاطر دخالتهای ارتشیان و دربــار به تشنج کشید و کــار بجایی رسیدکه پس از انتخاب ۸۰ نماینده، دکتر مصدق دستور توقف انتخابات حوزه‌های باقی مانده را صادر کرد. دکتر مصـدق برا ی جلوگیری از کارشکنیهای ارتش و دربار درخواست انتقال وزارت جنگ به دولت را ازشاه نمود.این درخواست از پطرف شاه ردشد.به همین دلیل دکتر مصدق در ۲۵ تیرماه ۱۳۳۱ ازمقام نخست‌وزیری استعفا کرد.مجلس قوام السلطنه را به نخست‌وزیری انتخاب کرد و او باصدوربیانیه شدید الحنی نخست وزیری خود را اعلام نمود. مردم ایران که ازبرکناری دکترمصدق خشمگین بودند،درپی چهار روز تظاهرات در حمایت از دکتر مصدق، که به کشته شدن چندین نفرانجامید،موفق به ساقط کردن دولت قوام گردیدند. در ۳۰ تیر ۱۳۳۱ دکتر مصدق بار دیگر به نخست‌وزیری ایران رسید.
در ۹ اسفند ماه ۱۳۳۱ دربار با کمک عده‌ای ازروحانیون، افسران اخراجی و اراذل و اوباش توطئه‌ای علیه مصدق کردند تا او را از بین ببرند. نقـشه این بود که شاه در آن روز به عنوان سفر به اروپا از پایتخت خارج شودو اعلام دارد که این خواسته دکتر مصدق است. مصدق از نقشه اطلاع یافت و توانست جان بدر برد و تـوطئه شکست خورد.چند روز بعد عمال دربار و چند تن از افسران اخراجی سرتیپ افشارطوس رئیس شهربانی دکتر مصدق را ربودند و پس از شکنجه کشتند. بدنبال استعفای بسیاری ازنمایندگان طرفدارمصدق،دولت اقدام به همه‌پرسی (رفراندم) در کشور کرد تا مردم به انحلال یا عدم انحلال مجلس رای دهند. در این همه‌پرسی (که به خاطر همزمان نبودن رای‌گیری در تهـــران و شهرستان‌ها و جــــدا بودن صندوق‌های مــخــالفان و موافقان مورد انتقاد بسیاری قـرار گرفت) در حــدود دو میلیون ایرانی به انحلال مجلس رای دادند و مجلس در روز ۲۳ مرداد ۱۳۳۲ منحل شد.

کودتا علیه دولت مصدق

در روز ۲۵ مــرداد ۱۳۳۲ طبق نقشه‌ سازمان‌های جاسوسی امـــریکا و انــگلیس برای براندازی دولت مصدق، شاه فرمان عزل دکتر مصدق را امضا کرد و رئیس گـــارد سلطنتی، سرهنگ نصیری را موظف نمود تا بامحاصره خانه نخست وزیر فرمان را به وی ابلاغ کند. همچنین نیروهایی از گارد سلطنتی ماموربازداشت عده‌ای ازوزرای دکتر مصدق گشتند. ولی نیروهای محافظ نخست وزیری رئیس گــارد سلطنتی و نیروهایش را خــلع سلاح و بازداشت نمودند.

در روز ۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ دولت‌های امریکا و بریتانیا دست به کودتای دیگری زدند که این‌بار باعث سقوط دولت مصدق گشت. در این روزسازمان سیا باخریدن فتوای برخی از روحانیون و همچنین دادن پول به ارتشیان، اراذل و اوباش تهران آنها را به خیابان‌ها کشانید. کودتاچیان توانستند به آسانی خود را به خانه دکتر مصدق برسانند وپس از چندین ساعت نبرد خونین گــارد محافظ نخست وزیری را نابود کنند و خانه وی را پس از غــارت کردن به آتش بکشانند.در روز29مرداددکترمصدق و یارانش خود را به حکومت کودتا به رهبری سرلشکر زاهدی تسلیم کردند. بدین ترتیب در کـودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (۱۹ اوت ۱۹۵۳) سازمانهای جاسوسی بریتانیا و ایالات متحده امـــریکا با کودتا دکتر مصدق را برکنار کرده و محمدرضا شاه پهــلوی را که پس از شکست کـودتای 25 مــرداد به رم رفته بود بازگرداندند و به قدرت رساندند.
محاکمه و زندان و خانه نشینی

مصـدق پس از کودتای ۲۸ مرداد در دادگاه نظامی محاکمه شد. او در دادگاه از کارها و نظرات خود دفاع کرد. دادگاه وی را به سه سـال زندان محکوم کرد. پس از گذراندن سه سال زندان، دکتر مصدق به ملک خود دراحمد آباد تبعید شد و تا آخر عمر تحت نظارت شدید بود.
در سال ۱۳۴۲ همـسـر دکتر مصدق، خانم ضیاالسلطنه، در سن ۸۴ سالگی درگذشت. حاصل ازدواج وی و دکترمصدق دو پسر و سه دختر بود. در۱۴اسفند ماه ۱۳۴۵ دکتر محمد مصدق بدلیل بیماری سرطان، در سن ۸۴سالگی درگذشت.مصدق وصیت کرده بود او راکنار شهدای ۳۰ تیر در ابن بابویه دفن کنند،ولی با مخالفت شاه چنبن نشد و او در یکی از اتاقهای خانه‌اش دراحمدآبادبه خاک سپرده شد.قانون ملی شدن صنعت نفت درواقع پیشنهادی بود که به امضای همه اعضای کمیسیون مخصــوص نفت در مـجلس شورای ملی ایران در 17 اسفند 1329 به مجلس ارائه شدوتصویب گردید.متن پیشنهاد تصویب شده:به‌نام سعادت ملت ایران و به‌منظور کمک به تأمین صلح جهانی،امضاکنندگان ذیل پیشنهاد می‌نمائیم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثنا ملی اعلام شود یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره‌برداری در دست دولت قرارگیرد.
مجلس سنا نیز این پیشنهادرا در 29 اسفند 1329 تصویب کرد و پیشنهاد قانونی شد کمیسیون مخصوص نفت یا کمیسیون خاص نفت یا کمیسیون نفت،کمیسیونی بود که در اول تیر 1329 در دوره شانزدهم مجلس شورای مـــلی ایران برای رسیدگی به لایحه نفت (معروف به لایحه گس-گلشائیان)تشکیل شد.
همین کمیسیون پیشنهاد مــــلی شدن صنعت نفت را در اسفند 1329 به مجلس ارائه داد که به تصویب رسید.
اعضای کمیسیون عبارت بودند از:
1.دکتر مصدق
2.دکتر علوی
3.ناصر ذوالفقاری
4.جواد گنجه‌ای
5.فقیه‌زاده
6.اللهیار صالح
7.حسین مکی
8.خسرو قشقائی
9.سرتیپ‌زاده
10.جمال امامی
11.جواد عامری
12.دکتر نصرت‌الله کاسمی
13.حائری‌زاده
14.عبدالرحمن فرامرزی
15.دکتر محمدعلی هدایتی
16.دکتر شایگان
17.میرسیدعلی بهبهانی
18.پالیزی

 

http://www.fararu.com/images/docs/000034/n00034740-r-b-001.gif

http://www.trt.net.tr/medya/resim/2009/03/06/b0f1fd14-af7d-4d41-928b-3145a9405d73-galeri.jpg

برای سرفرازی سرزمین مادری بزرگان زیادی این گونه از حال می روند و جان می دهند .


(( منابع ))

•مصدق، محمد، خاطرات و تألمات
•مصاحب، غلامحسین، دائرةالمعارف فارسی
•موحد، محمدعلی، خواب آشفته نفت

•کتاب سرخ

دکتر منصور بيات زاده
سایت فرهنگسرا