تیسفون
تیسفون حدود ششصد سال پایتخت ایران بود و از گودرز دوم (حک: ۴۱ ـ۵۱ میلادی) تا اردوان پنجم (حک: ۲۵۹ـ ۲۲۶ میلادی) در دورهٔ اشکانیان، و از اردشیر اول (حک : ۲۲۶ـ ۲۴۱ میلادی) تا یزدگرد سوم (حک : ۱۱ـ۳۱/ ۶۳۲ـ۶۵۱) در دورهٔ ساسانیان در تیسفون حکومت کردند. پس از اسلام سلمان فارسی در روزگار خلافت عمر حاکم تیسفون شد. [۱] کاخ با شکوه ساسانیان را که هنوز آثار آن در جانب خاوری دجله نمایان است، اعراب ایوان کسری نام دادند. این ایوان چنانکه یعقوبی گوید در شهر اسبانبر واقع بود. عمارت مهم دیگری نیز وجود داشت موسوم به کاخ سفید که در یک میلی شمال شهر کهنه دیده میشد ولی این عمارت از آغاز سده ۴ق چنان رو به خرابی رفت که اثری از آن نماند و به این جهت است که تاریخنویسان پس از آن، کاخ سفید و ایوان کسری، هر دو را با نام طاق کسری دانستهاند و آن یگانه اثریست که تا امروز از بناها و عمارتهای پادشاهان ساسانی در آن مکان پایدار ماندهاست.
|
|
تاریخچه
تیسفون در زمان اشکانیان بنا نهاده شد. این شهر پایتخت امپراتوری اشکانیان و بعد ساسانیان تا استیلای اعراب بر ایران بود.
خسرو انوشیروان عمارات تازه در کاخ تیسفون [طاق کسری] ساخت و در شهرها دفاتر ویژه دایر کرد که درد دل مردم را به وی اطلاع دهند. خود او هر چند روز یک بار دیدار عمومی (اصطلاحاً: بار عام) داشت و در این دیدار شخصاً شکایات مردم را دریافت و به خواستههایشان توجه میکرد. گهگاه که مردم برای اعلام شکایات و درخواستهای خود در برابر کاخ تیسفون اجتماع میکردند، شخصاً در بالکن کاخ حضور مییافت و اظهارات آنان را میشنید [۲].
پس از تسخیر شهر توسط اعراب، سلمان پارسی، به فرمانداری این شهر توسط عمر بن الخطاب برگزیده شد. از آنجا که تیسفون پایتخت بزرگترین امپراتوری آن دوران بود، ثروت فراوانی در آن گرد آمده بود، به همین روی انتقال غنایم چند ماه به طول انجامید. بعدها یعنی در دوره عباسیان شهر تخریب و از قطعات کاخها و ساختمانهای شهر در ساخت شهر جدیدی در همان نزدیکی بنام بغداد استفاده شد.
وقتی اعراب بر تیسفون دست پیدا کردند، پس از این که پردهٔ جواهرنشان و قالی زربفت آن را به عنوان غنیمت قطعه قطعه کرده میان سربازان قسمت کردند به مصالح ساختمانی آن نیز چشم دوختند. نخستین خلفای عباسی پس از این که قطعات بزرگ سنگ مرمری را که نمای خارجی بنا را میپوشاند برای برپا کردن کاخهای جدیدشان از آن جا به مکانهای دیگری انتقال دادند، دستور دادند که از آجرهای آن نیز استفاده شود، ولی پس از چندی متوجه شدند که این کار خود شامل مخارج زیادی است و از آن منصرف گردیدند.
سعد و پیروزی وی بر مدائن
پس از پیروزی (مسلمانان) در جنگ قادسیه، زمینهای حاصلخیز سواد (عراق) در برابر اعراب بیدفاع ماند. دو ماه بعد سعد به دستور خلیفه آهنگ مدائن و تیسفون، پایتخت پر آوازهٔ ساسانیان کرد. مدائن چنان که از نامش پیداست، گروهی شهرهای نزدیک به هم، از جمله تیسفون و سلوکیه بود که از عهد پارتیان وارث نقش بایتانی بابل بودهاست. در واقع مدائن از هفت شهر مجاور هم که در دو جانب دجله قرار داشتند تشکیل مییافت. گرد این شهرها را حصارهای بلند کشیده بودند و دروازهایی مقارن هم در آنها تعبیه کرده بودند. در جانب غربی دجله شهرهای ویهاردشیر (بهرسیر)، سلوکیه، درزیجان، ساباط و ماخوزه واقع بود و تیسفون، اسانبر، رومیه که ویه اندیو خسرو (بهتر از انطاکیه خسروان) نیز نام داشت، در کران شرقی رود قرار داشتند. پادشاه در کاخ سفید تیسفون اقامت میکرد، و ایوان مداین که پذیراییها و ضیافتها در آن جا برپا میشد در اسانبر واقع بود. پس از جنگ قادسیه، نخستین اقدام سعد حصار گرفتن بخشهای غربی این شهرها بودهاست. در برخی روایات از درازی مدت محاصره سخن میرود، بر آن که اعراب در این مدت دو بار خرمای تازه خوردند و دو بار قربان کردند. در این اثنا در مداین قحطی افتاد و مردم شهر در تنگنای سختی درافتادند، چنان که سرانجام اهل ساباط به درخواست صلح از اعراب آغاز کردند، و به قبول پرداخت جزیه تن دردادند. مردم ویهاردشیر شهر را رها کردند و هنگامی که عربان به شهر درآمدند، در ویهاردشیر کاخ سفید تیسفون از دور پدیدار بود و دیدار آن بانگ تکبیر از اعراب برآورد. بهارگاه بود و دجله طغیان داشت. ایرانیان پلها را بریدند، اما با وجود این، اعراب گذاری یافتند و آرام و دفعتاً از آب گذاره کردند. نگهبانان تیسفون چون تازیان را نزدیک دروازههای شهر دیدند بانگ برآوردند که دیوان آمدند.
پیش از درآمدن تازیان به مداین، یزدگرد سوم با برداشتن چند هزار تن از کسان و یاران و گنج و خواستهای که در خزاین خویش داشت، شهر را فرو گذاشته بود. خرهزاد فرخزاد، برادر رستم فرخزاد پس از زدوخوردی اندک و مأیوسانه، شهر را که یزدگرد بدو سپرده بود رها ساخت و به سوی کوههای زاگرس به حلوان که یزدگرد نیز بدان جا رفته بود گریخت. دروازههای تیسفون به روی اعراب گشوده گشت، و سربازان بدوی از دیدن غنایم بسیار که بنابر روایت بلاذری از فرشها، جامهها، جنگافزارها، گوهرها و مانند آن بود چشمشان خیره ماند. گویند که شمار سپاه سعد بن ابی وقاص در این هنگام به شصت هزار تن رسیده بود، و سپاهیان هر یک دوازده هزار درهم از غنایم سهم برداشتند. با آن که باید در پذیرفتن این ارقام جانب احتیاط نگه داشت، با این همه جای سخن نیست که بهرهٔ جنگجوی عرب از غنایم تیسفون بسیار بودهاست.
سعد چون به کاخ خسروان درآمد، به جای شکرانهٔ پیروزی هشت رکعت نماز گزارد و آیه کم ترکوا من جنات و عیون برخواند. او در کهندز تیسفون مسجدی برآورد و برای مدتی پایتخت چهارصد سالهٔ ساسانیان لشگرگاه این سپاهسالار مسلمانان بود.